فصل دوم: مقالات علمی

document ابزارهای شناسایی خودکار و کاربرد آنها

document مدلی برای پذیرش پیشامدهای ردیابی مهم در زنجیره گوشت و مرغ

documentنفت کد،پنجره ای به جهان شناسایی اقلام و مدیریت تامین کنندگان

ابزارهای شناسایی خودکار و کاربرد آنها

 

چکيده

با توجه به پيشرفت روزافزون دنياي الكترونيكي و به منظور خودكارسازي عمليات ورود اطلاعات، سيستم‌هايي تحت عنوان سيستم‌هاي شناسايي و جمع‌آوری خودكار داده طراحي شده است. توسعه و گسترش اين سيستم‌هاي شناسايي خودكار، موجب فراهم شدن اطلاعات به سهولت و سرعت بالا در سيستم‌هاي كامپيوتري شده كه اين امر باعث ايجاد انگيزه و اشتياق در شركت‌هاي فعال در حوزه فناوري اطلاعات براي طراحي و توسعه سيستم‌هاي خود شده است. ابزارهاي شناسايي خودكار كه شامل باركد، شناسايي مبتني بر فركانس راديويي(RFID)، شناسايي نوري حروف (OCR)، شناسايي تصويري، كارت هوشمند، حافظه تماسي، نوار مغناطيسي، بلوتوث و غيره هستند با كمك به ورود اطلاعات به دستگاه‌هاي الكترونيكي و ذخيره اطلاعات، كمك شاياني به بسترسازی اطلاعات مي‌نمايند. ابزارهاي شناسايي خودكار كاربردهاي فراواني دارد. به طور نمونه مي‌توان از آنها در احراز هويت، ردگيري، بهينه‌سازي و خودکارسازی فرآيندها و مديريت اطلاعات بهره گرفت. در اين مقاله به بررسي نحوه عملكرد، مزايا و معايب برخي از اين ابزارهاي شناسايي خودكار و كاربرد آنها پرداخته شده است.

مقدمه

امروزه حوزه‌هاي تحليل، پردازش و نمايش اطلاعات در سيستم‌هاي كامپيوتري با پيشرفت‌هاي خوبي همراه بوده است و هر روزه شاهد توسعه و گسترش ابزارهاي مرتبط با اين حوزه‌ها هستيم. اما فرآيند ورود اطلاعات همچنان به عنوان يك گلوگاه در سيستم‌هاي كامپيوتري شناخته مي‌شود. در سيستم‌هايي كه به تحليل و پردازش اطلاعات مربوط به وضعيت موجوديت‌هاي سيار مي‌پردازند، اين مسئله حادتر بوده و نيازمند ورود مكرر اطلاعات است كه اقدامي طاقت‌فرسا، پرهزينه و مستعد خطا است. براي مقابله با چنين مشكلاتي، سيستم‌هاي خودكاري به منظور خودكارسازي عمليات ورود اطلاعات طراحي و توسعه پيدا نموده‌اند كه تحت عنوان سيستم‌هاي شناسايي و جمع‌آوری خودكار داده شناخته می‌شوند.
توسعه و گسترش سيستم‌هاي شناسايي خودكار موجب فراهم شدن اطلاعات سريع در سيستم‌هاي كامپيوتري شده كه اين امر باعث ايجاد انگيزه و اشتياق در شركت‌هاي فعال در حوزه فناوري اطلاعات براي طراحي و توسعه سيستم‌هاي تصمیم‌یار شده است؛ سيستم‌هايي كه قادرند با بهره‌گيري از اطلاعات سريع فراهم شده توسط ابزارهاي شناسايي و جمع‌آوری خودكار داده، سيستم‌هاي كامپيوتري را در اتخاذ تصميمات هوشمند ياري دهند. به عنوان مثال می‌توان سيستم‌هاي هدايت خودكار وسايل نقليه را در نظر گرفت كه با بهره‌گیری از اطلاعات سريع كه توسط سيستم‌هاي شناسايي خودكار همچون سيستم موقعیت‌یاب جهاني (GPS) فراهم مي‌شود، به هدايت خودكار وسيله نقليه می‌پردازند.
سيستم‌هاي تصمیم‌یار و ساير سيستم‌هاي كامپيوتري كه از اطلاعات سريع مربوط به وضعيت موجوديت‌هاي فيزيكي سيار به واسطه سيستم‌هاي شناسايي خودكار استفاده مي‌كنند، بنگاه‌ها را قادر مي‌سازند تا مديريت صحيحي بر اقلام و موجوديت‌هاي فيزيكي خود داشته باشند. به‌كارگيري سيستم‌هاي شناسايي خودكار در بستر زنجیره‌های تأمین فرصت‌هاي بی‌شماری را جهت اصلاح و تقويت سيستم‌هاي ردگيري، كنترل فرآيند و مديريت موجودي فراهم مي‌كنند. در يك نگاه كلان بايد گفت كه با استفاده از سيستم‌هاي شناسايي خودكار می‌توان به بازمهندسي و اصلاح فرآيندهاي زنجيره تأمین از طريق حذف محدوديت‌هايي كه موجب كاهش عملكرد و راندمان زنجيره تأمین مي‌شوند، پرداخت.
مجموعه ابزارها و فناوری‌هایی كه در سيستم‌هاي شناسايي خودكار مورد استفاده قرار مي‌گيرند بسيار متنوع بوده و بسته به موضوع كاربرد، از ابزارهاي خاص در اين سيستم‌ها استفاده می‌شود؛ سيستم موقعیت‌یاب جهاني (GPS)، سيستم‌هاي شناسايي مبتني بر فركانس راديويي (RFID)، کارت‌های هوشمند (Smart Cards)، حافظه‌های تماسي (Contact Memories)، باركد (Bar Code) و غيره.
در سيستم‌هاي شناسايي خودكار به هر قلم، كد مشخصه‌ای اختصاص داده مي‌شود كه شناساننده هويت آن قلم است. اين كد مي‌تواند يك عدد تصادفي بدون ساختار بوده و يا اينكه از يك ساختار منطقي برخوردار باشد. بهره‌گيري از ساختارهاي منطقي در كدگذاري موجودیت‌ها، فوايد زيادي را به همراه دارد كه در ادامه اين نوشتار به آن پرداخته مي‏شود.

1- ابزارهای شناسايی خودكار

با توجه به اهميت ويژه سيستم‌هاي شناسايي خودكار، تحقيقات گسترده‌ای در اين خصوص صورت گرفته و ابزارهاي متنوعي با کارکردهای مختلف طراحي شده است. از ابزارها و فناوری‌های رايج شناسايي خودكار می‌توان به موارد ذيل اشاره نمود:

  • باركد (Bar code)
  • شناسايي مبتني بر فركانس راديويي
  • (Radio Frequency Identification)
  • شناسايي نوري حروف
  • (Optical Character Recognition)
  • شناسايي تصويري (Vision Recognition)
  • كارت هوشمند (smart cards)
  • حافظه تماسي (Contact Memory)
  • نوار مغناطيسي (Magnetic Stripe)
  • بلوتوث (Bluetooth)

در ادامه به توضيح مختصر هر يك از ابزارهاي فوق پرداخته شده است.

2-1 . باركد (Bar Code)

باركد يكي از ابزارهاي شناسايي خودكار است كه در آن اطلاعات در قالب تعدادي خطوط ميله‌اي و فاصله‌دار با ضخامت‌هاي مختلف نمايش داده می‌شوند. در اين سيستم دستگاه خواننده (Reader)، تصويري از سمبل باركد تهيه نموده و پس از decode آن به استخراج اطلاعات ذخيره شده در آن مي‌پردازد. در حال حاضر بالغ بر صدها شكل مختلف از سمبل‌هاي باركد توسط شرکت‌ها و موسسات مختلف طراحي شده است. در يك تقسيم‌بندي، سمبل‌هاي باركد به سه دسته تقسيم می‌شوند؛ ١ بعدي يا خطي، ٢ بعدي يا ماتريسي و تركيبي.
سمبل‌هاي يك بعدي از ظرفيت داده‌اي پايين (15 تا ٢٠ كاراكتر)، سرعت پردازش بالا و هزينه نسبتاً پايين در مقابل سمبل‌هاي 2 بعدي برخوردار هستند. از مزيت‌هاي عمده باركد مي‌توان به هزينه پايين آن نسبت به ساير ابزارهاي شناسايي خودكار اشاره نمود كه موجب استفاده فراگير آن در سيستم‌هاي شناسايي خودكار شده است. با تمام ويژگي‌ها و مزيت‌هايي كه باركد از آن برخوردار است، اين سيستم داراي نقاط ضعفي است كه موجب گشته امروزه در بسياري از كاربردها، شرکت‌ها به دنبال بكارگيري ابزارهاي جايگرين باشند. از نقاط ضعف باركد مي‌توان به موارد زير اشاره نمود:
• نياز به ارتباط مستقيم، نزديك و بدون مانع ميان دستگاه خواننده و بر چسب باركد
• عدم توانايي خواندن بيش از يك برچسب در يك تراكنش
• امكان مخدوش شدن برچسب باركد
• عدم امكان ويرايش و اصلاح برچسب باركد
موارد فوق بخشي از مشكلات و معضلات رايج در سيستم‌هاي باركد است كه موجب گشته تا فعالان اين عرصه در جستجوي روش‌هاي جديد شناسايي خودكار باشند به طوري كه فاقد مشكلات مذكور باشد.

21شكل 1- نمايی از باركد 1 بعدی

2-2 . شناسايی نوری حروف (OCR)

اين تكنولوژي براي خواندن حروف توسط ماشين مورد استفاده قرار مي‌گيرد. با توجه به نياز روزافزون براي خودكارسازي فرآيند ورود اطلاعات و همچنين وجود تعداد زيادي اسناد چاپي كه در برگيرنده اطلاعاتي است كه مي‌بايست وارد سيستم‌هاي كامپيوتري شود، تلاش‌هاي گسترده‌اي جهت طراحي و توسعه ابزارهاي OCR صورت گرفته است.

22شكل 2- نحوه عملكرد در تكنيك OCR

مزيت عمده اين فناوری حجم زياد اطلاعاتي است كه می‌تواند جمع‌آوری شود. برخلاف ساير فناوری‌های شناسايي و جمع‌آوري خودكار اطلاعات كه توانايي جمع‌آوری حجم محدودي از اطلاعات را دارند، در اين فناوری محدوديتي براي حجم اطلاعات وجود ندارد. از معايب عمده اين فناوری مي‌توان به بهاي زياد و پيچيدگي بالاي آن اشاره نمود. همچنين اين فناوری مانند باركد نياز به مداخله انسان در اجراي فرآيندهاي خود دارد.

2-3 . شناسايی تصويری (Vision Recognition)

در اين فناوری موجودیت‌هایی كه شناسايي مي‌شوند نياز به كد شناساننده ندارند، بلكه بر اساس ابعاد، شكل و ساير ویژگی‌های ظاهري، مورد شناسايي قرار مي‌گيرند. در اين سيستم ابتدا تصاويري از موجوديت هدف تهيه شده و پس از آن براي شناسايي آن، تصاوير اخذ شده مورد تحليل و بررسي قرار مي‌گيرند. اين سيستم‌ها بيشتر در خطوط مونتاژ و بخش‌هاي كنترل كيفيت کارخانه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. از معايب اين فناوری می‌توان به وجود پاره‌ای از محدودیت‌ها در شناسايي موجودیت‌ها اشاره نمود؛ موجودیت‌ها براي شناسايي بايد در وضعيت و موقعيت خاصي قرار گيرند تا حداقل خطا در شناسايي آنها اتفاق افتد.

23شكل 3- نحوه عملكرد در فن شناسايی تصويری

2-4 . كارت هوشمند (Smart Card)

كارت‌هاي هوشمند از ديگر ابزارهاي شناسايي هستند كه با سرعت زيادي در حال توسعه‌اند. كارت‌هاي هوشمند يك سيستم ذخيره الكترونيكي اطلاعات است كه از قدرت پردازش نسبتاً مناسبي نيز برخوردار است. در این کارت‌ها در كنار حافظه‌اي كه براي ذخيره و نگهداري اطلاعات در نظر گرفته شده است، پردازشگري نیز وجود دارد كه امكان اجراي برنامه‌ها و الگوریتم‌ها را بر روي كارت فراهم می‌کند.
در کارت‌های هوشمند در كنار كد شناساننده موجوديت هدف می‌توان حجم زيادي از اطلاعات مرتبط با آن موجوديت را نيز نگهداري نمود. به منظور جلوگيري از هرگونه سوء استفاده از اطلاعات مندرج در اين کارت‌ها، اين اطلاعات بر اساس سطح امنيتي آنها، با بهره‌گیری از الگوریتم‌هاي رمزنگاري، رمز شده و در بخش‌هاي مختلف حافظه قرار داده می‌شود.
به منظور حذف محدودیت‌های مكاني در ارتباط با دستگاه کارت‌خوان، انواع متنوعي از کارت‌های هوشمند طراحي شده‌اند كه قادرند در فواصل مختلف، بدون نياز به اتصال مستقيم به کارت‌خوان، با آن ارتباط برقرار كنند. در حال حاضر كارت‌هاي هوشمندي طراحي شده است كه داراي منبع تغذيه بوده و قادرند در فواصل چندين متري از دستگاه کارت‌خوان به فعاليت بپردازند.

24شكل 4- كارت هوشمند

2-5 . حافظه تماسی (Contact Memory)

اين فناوری بسيار شبيه روشي است كه در كارت‌هاي هوشمند مورد استفاده قرار مي‌گيرد. داده‌هاي موجود در حافظه دستگاه از طريق تماس مستقيم دستگاه با سطح خواننده منتقل مي‌شود. برخلاف كارت‌هاي هوشمند در اين فناوری از پردازنده استفاده نمي‌شود. حافظه‌های تماسي در اشكال متنوعي طراحي مي‌شوند؛ تعبيه در درون کارت‌های پلاستيكي و اقسام ديگر.
در حافظه‌هاي تماسي براي برطرف نمودن مشكل تماس مستقيم دستگاه حافظه با دستگاه خواننده، مي‌توان آنها را به همراه ساير فناوری‌های شناسايي خودكار همچون RFID كه داراي اين محدوديت نيستند، استفاده نمود.

25شكل 5- حافظه تماسی

2-6 . نوار مغناطيسی (Magnetic Stripe)

نوار مغناطيسي يكي ديگر از ابزارهاي شناسايي خودكار بوده كه نسبت به ساير فناوری‌ها از هزينه بسيار پاييني برخوردار است. در حال حاضر كاربرد عمده اين فناوری در سيستم‌هاي پرداخت الكترونيكي است كه به عنوان کارت‌های اعتباري در بانک‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد.

26شكل 6- نوار مغناطيسی

سطوح امنيتي بكار گرفته شده در نوارهاي مغناطيسي بسيار پايين‌تر از آن چيزي است كه در کارت‌های هوشمند و سيستم‌هاي RFID وجود دارد. ميزان حافظه تعبيه شده در نوارهاي مغناطيسي بسيار محدود بوده و در حدود ٢۴٠ كاراكتر الفبايي گنجايش دارد.

2-7 . بلوتوث (Bluetooth)

بلوتوث، فناوری جديدي است كه هم‌اکنون براي ارتباط ميان گوشي‌هاي تلفن همراه و ساير دستگاه‌های موبايل استفاده مي‌شود. چيپ‌هاي بلوتوث داراي كد شناساننده منحصر به فردی هستند كه آنها را از يكديگر متمايز مي‌سازد. لذا مي‌توان از آنها در سيستم‌هاي شناسايي خودكار بهره گرفت. در حال حاضر اين فناوری به سرعت در حال توسعه بوده و در آينده‌اي نزديك از آن به صورت انبوه استفاده خواهد شد.
از ویژگی‌های بسيار مهم چيپ‌هاي بلوتوث، هويت مستقل آنها است؛ به اين معنا كه تمام مؤلفه‌های يك سيستم شناسايي خودكار اعم از كد شناساننده، دستگاه خواننده و غيره همگي در چيپ بلوتوث جمع‌آوري شده است. اين ويژگي موجب شده است كه چيپ‌هاي بلوتوث برخلاف ساير فناوری‌های شناسايي خودكار، فعال بوده و بدون نياز به يك فعال‌ساز، قادر به برقراري ارتباط با ساير موجوديت‌هاي موجود در شبكه باشد. در ساير ابزارهاي شناسايي خودكار ارتباط ميان خواننده و موجوديت توسط دستگاه خواننده مديريت مي‌شود. ارتباط را آغاز نموده و به موجوديت، مجوز انتقال اطلاعات را صادر مي‌كند. در چيپ‌هاي بلوتوث اين محدوديت وجود ندارد. ويژگي كه در هيچ يك از سيستم‌هاي شناسايي خودكار ديده نمي‌شود.
در كنار مزيت‌هاي‌ برجسته‌اي كه اين فناوري از آنها برخوردار است، به علت هزينه‌هاي بسيار بالاي آن، هنوز استقبالي از سوي بنگاه‌ها براي بكارگيري آن در فرآیند زنجيره تأمین نشده است.

27

شكل 7- كاربرد بلوتوث در تجارت

2-8 . شناسايی مبتنی بر فركانس راديويی (RFID)

شناسايي مبتني بر فركانس راديويي يا RFID، يكي ديگر از فناوری‌های رايج شناسايي خودكار است كه در آن از نور مستقيم و انعكاس آن براي خواندن كد شناساننده موجودیت‌ها استفاده نمي‌شود. در اين سيستم سمبل‌های باركد با تگ‌هایی از جنس يك چيپ الكترونيكي جايگزين شده است و كد شناساننده موجودیت‌ها در داخل آن نوشته مي‌شود.
تگ‌های RFID بر روي موجودیت‌ها نصب مي‌شود و دستگاه خواننده از طريق امواج راديويي به محتويات تگ دسترسي پيدا مي‌كند.
ميزان حافظه تگ‌های RFID بسيار متنوع است؛ چند بايت تا چندين مگابايت. حافظه مي‌تواند از نوع فقط خواندني يا خواندني/نوشتني باشد. به جهت اينكه تگ‌های داراي حافظه زياد، براي ذخيره اطلاعات مرتبط با موجودیت‌ها، مورد استفاده قرار مي‌گيرند، براي افزايش سطوح امنيتي از فن‌های رمزنگاري براي پنهان‌سازی اطلاعات مندرج در تگ‌ها بهره گرفته مي‌شود. لازم به ذكر است كه اگر دستگاه خواننده قصد دسترسي به مندرجات پنهان شده در يك تگ RFID را داشته باشد، ابتدا بايد هويت خود را به عنوان يك عامل مجاز براي دسترسي به اطلاعات، ثابت نموده و سپس اقدام به دسترسي نمايد.

28شكل 8- كاربرد RFID در تجارت

2- كاربردهای ابزارهای شناسايی خودكار

سيستم‌هاي شناسايي خودكار از كاربردهاي متنوعي برخوردار بوده و ابزارهاي شناسايي خودكار با توجه به ماهيت آنها تنها در بخشي از اين كاربردها مورد استفاده دارند. اهم كاربردهاي سيستم‌هاي شناسايي خودكار عبارت است از:
1- احراز هويت (Authentication)
2- ردگيري (Tracking)
3- بهینه‌سازی و خودکارسازی فرآيندها (Automation)
4- مديريت اطلاعات (Information management)
در ادامه به توضيح مختصر هر يك از كاربردهاي فوق و بررسي نقش ابزارهاي شناسايي خودكار در هر يك از آنها پرداخته شده است.

3-1 . احراز هويت (Authentication)

فرآيند احراز هويت مي‌تواند به صورت خودكار و يا توسط انسان صورت گيرد. در سيستم‌هاي شناسايي خودكار اين فرآيند به صورت خودكار انجام مي‌پذيرد. در سيستم‌هاي كنترل دسترسي به منظور تعيين هويت افراد از مكانيزم‌هاي احراز هويت توسط ابزارهايي همچون كارت‌هاي هوشمند، مشخصه‌های بيومتريك، نوارهاي مغناطيسي و غيره استفاده مي‌شود. در كنار احراز هويت موجودات، در مواردي نيز نياز است تا هويت اشياء احراز شود. به عنوان مثال در ارتباطات ميان تگ‌های RFID و دستگاه خواننده (reader) پيش از آنكه تگ شروع به ارسال اطلاعات نمايد، لازم است تا نسبت به هويت ادعايي دستگاه خواننده مطلع شود.

3-2 . ردگيری (Tracking)

از كاربردهاي ديگر سيستم‌هاي شناسايي خودكار ردگيري اشياء متحرك است كه شامل جمع‌آوری اطلاعات مربوط به موقعيت مكاني، مسير حركت و وضعيت اشياء است. اين كاربرد در سيستم‌هاي لجستيك و حمل و نقل اهميت ویژه‌ای پيدا مي‌كند. در اين كاربرد، ابتدا شبکه‌ای از دستگاه‌های خواننده نصب مي‌شود. اين شبكه حركت اشياء مشخصي را در محدوده تحت پوشش خود كنترل نموده و اطلاعات جمع‌آوری شده را به يك بانك اطلاعاتي مركزي جهت استفاده سيستم‌هاي كامپيوتري ارسال مي‌كند.
در سيستم‌هاي ردگيري در مقياس محدود مي‌توان از ابزارهايي همچون باركد و RFID استفاده نمود. در مقياس‌هاي وسیع‌تر همچون ردگيري اقلام در خارج از محدوده بنگاه مي‌توان از سيستم GPS بهره گرفت. با توجه به هزينه بسيار زياد سيستم‌هاي مبتني بر GPS و عدم توانايي شرکت‌ها در تأمین هزینه‌های مورد نياز اين سيستم‌ها، شرکت‌ها ترجيح مي‌دهند امور لجستيك خود را به سازمان‌هاي طرف ثالث فراهم‌کننده خدمات لجستيك كه از منابع و تجهيزات كافي براي ارائه چنين سرويس‌هايي برخوردار هستند، برون‌سپاری كنند.

3-3 . بهینه‌سازی و خودکارسازی فرآيندها(Automation)

در اين حوزه سيستم‌هاي شناسايي خودكار براي مكانيزه و خودكارسازي فرآيندها و يا به عبارت ديگر خودكارسازي فرآيند ورود اطلاعات به منظور كاهش ميزان خطا و زمان، مورد استفاده قرار مي‌گيرند. از كاربردهاي عمده و مطرح سيستم‌هاي شناسايي خودكار در اين حوزه مي‌توان به مقوله‌هايي همچون انبارداري، لجستيك، حمل و نقل، خورده فروشي و غيره اشاره نمود.
در سيستم‌هايي كه كليه فرآيندها به صورت خودكار و سيستمي انجام می‌پذیرد، ابزارهاي شناسايي خودكار براي برقراري ارتباط ميان موجودیت‌ها و زیرساخت‌های به كار رفته در فرآيند خودكار استفاده مي‌شوند. در این حالت، ماشين ابتدا هويت موجوديت را شناسايي نموده و پس از آن دستورالعمل‌هاي مشخصي را در مورد موجوديت مورد نظر اجرا مي‌كنند. به عنوان نمونه‌ای از سيستم‌هاي كاملاً خودكار مي‌توان به سيستم مرتب‌سازی و بارگيري مراسلات و محموله‌هاي پستي در پايانه‌ها اشاره نمود. در خطوط توليد نيز از اين روش براي برنامه‌ريزي ماشين‌ها و روبات‌ها مي‌توان استفاده نمود.

3-4 . مديريت اطلاعات (Information management)

در حوزه مديريت اطلاعات، سيستم‌هاي شناسايي خودكار به منظور دسترسي به اطلاعات مرتبط با موجودیت‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرند. اين اطلاعات مي‌تواند در داخل شناساننده موجوديت يا برچسبي كه به موجوديت هدف متصل می‌شود، مندرج شود و يا اينكه در داخل يك بانك اطلاعاتي مركزي نگهداري شده و از كد شناساننده موجوديت براي دسترسي به اطلاعات موجود در بانك اطلاعاتي استفاده شود. در حالتي كه اطلاعات مرتبط با موجودیت‌ها در شناساننده نگهداري مي‌شود، حافظه موجود در شناساننده به دو بخش تقسيم مي‌شود؛ بخش اول حافظه كه كد شناساننده موجوديت در آن نگهداري مي‌شود و يك حافظه فقط خواندني است و بخش دوم كه اطلاع مرتبط با موجوديت در آن نگهداري می‌شود و يك حافظه خواندني/نوشتني است.

 نتیجه‌گیری

در جدول زير نقش ابزارهاي شناسايي خودكار در هر يك از حوزه‌های كاربردي كه در بالا اشاره شد، نمايش داده شده است.

29جدول 1- نقش ابزارهای شناسايی خودكار در هر حوزه

با توجه به جدول بالا مي‌توان دريافت كه باركد و بلوتوث را مي‌توان در هر چهار مورد احراز هويت، رهگيري، خودکارسازی و مديريت اطلاعات به كار گرفت. با توجه به هزينه كمتر اين دو مورد و دامنه كاربرد بالاتر اين دو، مي‌توان اين دو ابزار شناسايي خودكار به عنوان پرکاربردترین ابزار معرفي كرد. در مديريت اطلاعات از تمامي اطلاعات به استثناي OCR مي‌توان بهره گرفت. در خودکارسازی نيز همانند مديريت اطلاعات مي‌توان از چندين نوع ابزار شناسايي خودكار استفاده كرد با اين تفاوت كه از OCR مي‌توان در خودكارسازي بهره جست و اين در حالي است كه كارت حافظه و نوار مغناطيسي در اين زمينه كارايي ندارند. جهت رهگيري نيز مي‌توان علاوه بر باركد و بلوتوث از RFID بهره گرفت.

مدلی برای پذیرش پیشامدهای ردیابی مهم در زنجیره گوشت و مرغ

چكيده

5 سال گذشته، سازمان غذا و دارو ایالات متحده (FDA) دو طرح مطالعاتی را پیرامون روش‌هایی که بتواند توانایی زنجیره تأمین را در عکس‌العمل سریع به غذاهای ناسالم بهبود دهد آغاز نمود. در واقع، FDA در پی آن بود که محصولات مذکور سریعاً و کاملاً از زنجیره تأمین خارج شوند.
مفهوم پیشامدهای ردیابی مهم اولین بار در سال 2009 توسط مؤسسه متخصصین غذایی (IFT) مطرح شد. این مفهوم از طرف صنعت به دلیل ارضای نیازهای زنجیره تأمین آینده حمایت و مورد بررسی قرار گرفته است. این مفهوم بر روی برخی از فعالیت‏های FDA اثر گذاشته است. FDA نیازمند شرکت‌هایی است که تولید، بسته‌بندی، حمل و نقل، توزیع، دریافت و یا واردات غذا را به منظور شناسایی و نگهداری پیشامدهای ردیابی مهم و رکوردهای مرتبط (KDE) با عناصر داده‌ای آنها انجام دهد. همانگونه که رکوردها بر اساس ورودی‌های صنعت غذایی تعریف شده است.
در این مقاله مدلی برای چگونگی پذیرش پیشامدهای ردیابی مهم در زنجیره تأمین مواد غذایی ارائه می‌شود. استفاده از این مدل، شرکت‌های زنجیره تأمین و دولت را برای ارزیابی ترازی از سرمایه‌گذاری لازم به جهت بهبود سیستم‌های تکنولوژیکی و رویه‌های عملیاتی (به منظور ضبط اطلاعات CTE) توانمند می‌کند. اگر چه مدل برای صنعت گوشت و مرغ ارائه شده اما می‌توان برای سایر بخش‌های غذایی مانند غذاهای دریایی نیز پیاده‌سازی نمود.

1- پیشامد ردیابی مهم چیست؟

فعالیت‌هایی در زنجیره هستند که باید با ضبط اطلاعات کلیدی برای هر پیشامد، مستند شده تا حرکت محصول به سمت بالا یا پایین به طور صحیحی در سطح زنجیره ردیابی شود.
انجمن متخصصین غذایی، این پیشامدها را بصورت زیر تعریف می‌کند:
مواردی که در آنها محصول بین مکان‏ها جابه‌جا می‌شود، تغییر شکل می‌یابد یا به عنوان نقطه‌ای تعریف می‌شود که ضبط داده‌ها برای ردیابی مؤثر، لازم است. در واقع، این پیشامدها تغییر شکل محصول، انتقال یا مصرف هستند.
جهت اطمینان از اینکه زنجیره ردیابی قطع نمی‌شود، هر طرف تجاری مسئول حداقل یکی از این پیشامدها است و می‌بایست اطلاعات کلیدی را برای هر پیشامد ذخیره و با بقیه شرکای تجاری یا مسئولین دولتی تسهیم کند. این داده‌ها، عناصر داده‌ای کلیدی خوانده می‌شوند.
شش پیشامد ردیابی مهم در زنجیره تأمین گوشت و مرغ وجود دارد که در سه گروه دسته‌بندی می‌شوند:

پیشامدهای مرتبط با تغییر شکل:

پیشامدهایی هستند که معمولا ردیابی درونی در چهار دیواری یک شرکت را در برمی‌گیرند.

تغییر شکل داخلی (T1):

پیشامدی که طي آن یک یا چند ماده استفاده شده و محصول قابل ردیابی تولید و وارد زنجیره مي‌شود.

تغییر شکل بيروني (T2):

پیشامدی که یک محصول قابل ردیابی را برای ورود به زنجیره تأمین بسته‌بندی و برچسب‌گذاری می‌کند

پیشامدهای مرتبط با انتقال:

پیشامدهایی هستند که معمولا ردیابی بیرونی یک شرکت را در برمی‌گیرند.

پیشامد حمل:

پیشامدی که محصول قابل ردیابی از یک مکان معلوم به مکان تعریف شده دیگر جابه‌جا می‌شود.

پیشامد دریافت:

پیشامدی که محصول قابل ردیابی در یک نقطه معلوم، از مکان دیگری دریافت می‌شود.

پیشامدهای مرتبط با مصرف و زوال:

پیشامدهایی که چگونگي حذف یک محصول قابل ردیابی از زنجیره شود را ضبط می‌کنند.

پیشامد مصرف:

پیشامدی که محصول قابل ردیابی برای مشتری قابل دسترسی است.

پیشامد زوال:

پیشامدی که یک محصول قابل ردیابی فاسد یا غیر قابل استفاده می‌شود.

222جدول 1- طبقه‌بندی پیشامدهای ردیابی مهم و توضیح آنها

در شکل زیر پیشامدهای ردیابی مهم که توسط هر بخش زنجیره تأمین مدیریت می‌شوند، ذكر شده است.

221شکل 1- پیشامدهای قابل ردیابی مهم در زنجیره تأمین گوشت و مرغ

2- پیشامدهای مرتبط با تغییر شکل

پیشامدهای تغییر شکل زمانی اتفاق می‌افتد که یک محصول قابل ردیابی تغییر شکل یابد؛ به‌وسیله: 1) تغییر ماهیت محصول با مخلوط کردن منابع متفاوتی از محصول، اضافه کردن محتویات، برش، پختن یا 2) تغییر ماهیتِ بسته‌بندی محصول مانند زمانی که یک شركت محصولات فلّه‌ای را در بسته‌های متناسب مصرف‌کننده برای خودخدمتی مشتری قرار می‌دهد. دو نوع پیشامد تغییر شکل وجود دارد. تغییر شکل ورودی (T1) برای مستند سازی شناسایی محصولات ورودی و تغییر شکل خروجی (T2) برای مستند سازی شناسایی محصولات خروجی از پیشامد تغییر شکل.

3-1 . پیشامد تغییر شکل ورودی (T1)

پیشامدی که یک یا چند ماده استفاده شده برای تولید محصول قابل ردیابی را که وارد زنجیره می‌شود در بر می‌گیرد. مثال‏هایی از یک پیشامد ورودی زمانی است که محصولات خام یا محتویات محصولی از یک یا چند تأمین‌کننده؛ پردازش شده، ترکیب شده یا برش، پخت و بسته‌بندی دوباره می‌شود. هدف از این كار، ضبط تأمین‌کننده، شماره يا ID محصول و معرفی واحد تولید (مانند اندازه بهر یا انباشته، شماره سریال، تاریخ فروش، تاریخ استفاده، تاریخ تولید و غيره) برای همه محتویات استفاده شده برای ایجاد یک محصول قابل ردیابی است.

3-2 . پیشامد تغییر شکل خروجی (T2)

پیشامدی که یک محصول قابل ردیابی برای ورود به زنجیره، بسته‌بندی و برچسب‌زني می‌شود. مثال‏هایی از این پیشامد، زمانی است که محصول خروجی جدید در سبدهای مشتریان قرار داده می‌شود و یا همه بسته‌هایی که در روی آنها معرفی واحد تولید، شماره يا ID محصول و تأمین‌کننده ذکر می‌شود.

3- پیشامد انتقال

پیشامدهای نوع انتقال، زمانی که یک محصول قابل ردیابی به طور فیزیکی از یک شریک تجاری به یک شریک تجاری دیگر منتقل شود، اتفاق می‌افتد. این محصول ممکن است جزیی از محتویاتی در پیشامد تغییر شکل باشد که توسط سازمان دریافت‌کننده استفاده شده است و یا اینکه محصول قابل ردیابی باشد که به شریک تجاری دیگر بدون تغییر شکل منتقل می‌شود. در برخی موارد، انتقال محصول قابل ردیابی بین دو بخش انبار و فرآوري‌کننده در یک سازمان نیز ممکن است پیشامد انتقال در نظر گرفته شود. معمولا در پیشامدهای انتقال، ابتدا پیشامد ارسال و سپس پیشامد دریافت اتفاق می‌افتد.

4-1 . پیشامد ارسال

پیشامدی که محصول قابل ردیابی از یک مکان به مکان معین دیگر فرستاده يا تحويل می‌شود. پیشامدهای ردیابی مهمِ ارسال معمولا توسط پیشامد دریافت دنبال می‌شوند. در برخی موارد، یک سازمان می‏تواند پیشامدهای ارسال و دریافتی که توسط خود سازمان ثبت می‌شود را تعیین کند. مانند زمانی که یک دسته (انباشته) محصول در حالت موقتی به واحدهای تولیدی دیگری منتقل می‌شود تا فرآیند تولید آن تکمیل شود. معمولا در این پیشامد، محصول قابل ردیابی بر روی كاميون، واگن یا کشتی از یک سازمان زنجیره تأمین به سازمان دیگر زنجیره تأمین فرستاده می‌شود.

4-2 . پیشامد دریافت

پیشامدی که در آن محصول قابل دریافت در یک مکان معین، از مکان معین دیگری دریافت می‌شود. پیشامدهای ردیابی مهمِ دریافت در پاسخ به پیشامد ارسال رخ می‌دهد. معمولا این پیشامد زمانی اتفاق می‌افتد که محصول قابل ردیابی در یک مکان بعد از انتقال به‌وسیله كاميون، واگن یا کشتی بین هر دو سازمان زنجیره تأمین دریافت می‌شود و یا بین دو واحد سازمانی متعلق به یک مالک می‌تواند اتفاق بیفتد.

4- پیشامدهای نوع مصرف

پیشامدهای مصرف زمانی اتفاق می‌افتد که یک محصول، زنجیره تأمین را در قالب مصرف یا زوال ترک می‌کند. در واقع پیشامدی است که محصول، دیگر در زنجیره تأمین حضور ندارد و آن‌را ترک کرده است.

5-1 . پیشامد مصرف

پیشامدی که محصول قابل ردیابی برای مشتریان در دسترس است. مثال‏هایی از این پیشامد زمانی است که به عنوان نمونه سینه مرغ برای آماده سازی یک منو غذایی در رستوران باز می‌شود.

5-2 . پیشامد زوال

پیشامدی است که محصول، دیگر قابل استفاده نیست و نمی‌تواند قابل دسترسی برای مشتریان باشد. مثالی از این پیشامد زمانی است كه محصول گوشتی تازه قبل از باز شدن در مراکز خدمات غذایی (رستوران) یا خرده‌فروشی‌ها به تاریخ انقضای خود رسیده است.
توجه: انتقال مالی مالکیت برای محصول قابل ردیابی، پیشامد ردیابی مهم نیست. در واقع فروش یا خریدِ محصول قابل ردیابی جزء پیشامدهای ردیابی مهم نیست. حتی در مورد پیشامد مصرف در نقطه فروش، انتقال فیزیکی مدنظر است. مصرف محصول، توسط مصرف‌کننده است که باعث پیشامدی می‌شود که می‌بایست ضبط شود (نه انتقال مالکیت به مشتری).

5- کاربردهای پیشامدهای ردیابی مهم در زنجیره تأمین گوشت و مرغ

همه پیشامدها در بررسي شیوع بیماری ارزش یکسانی ندارند. زمانی که شیوع بیماری اتفاق می‌افتد، دفاتر سلامت دنبال اطلاعاتی هستند که نشان دهد کدام محصولات، کدام نشان تجاري یا واحد تولیدی با بیماری‏ها یا مکان‏های شیوع بیماری مرتبط هستند. این اطلاعات از طريق پیشامدهای مصرف که نشان‌دهنده محصولات، نشان تجاري یا واحدهای تولیدی که توسط بیمار مصرف شده‌اند بیان می‌شود. لذا، زنجیره تأمین می‌تواند دفاتر سلامت را در شناسایی سریع و پاسخگویی سریع به شیوع بيماري‌ها با تمرکز بر دو مورد زیر یاری رساند:
1) استفاده از شناساگرهای واحد محصول برای شناسایی سازگار محصول توسط همه اعضا
2) ضبط داده‌های پیشامد انتقال و مصرف محصول

اولویت 1- محصولات را شناسه‌گذاری کنید و شناسه یکتای محصولات را ضبط کنید.

تأمین‌کنندگان بهتر است محصولات خود را با شماره شناسایی محصول (GTIN) شناسایی کنند. وقتی یک پیشامد ردیابی مهم گزارش می‌شود همه پیشامدهای مرتبط با یک محصول باید یک GTIN یکسان را ضبط و گزارش کنند. اگر محصولی بعدا به یک محصول قابل ردیابی جدید تبدیل شود، عضوی که آن را تغییر شکل داده GTIN جدیدی به محصول خروجی جدید می‌دهد و آن شماره می‌تواند برای همه پیشامدهای ردیابی مهمِ آن محصول گزارش شود تا زمانی که آن محصول دوباره تغییر شکل پیدا کند و یا از بین برود. گزارش محصول تأمین‌کننده و شماره اختصاصی به آن توسط همه مالکان پیشامدهای بالا و پایین زنجیره تأمین، به دفاتر سلامت کمک می‌کند تا به طور سریع همه پیشامدهای مرتبط با محصول مورد نظر را پیدا کنند. استفاده از شماره واحد ذخیره‌سازی (SKU)، شماره مرجع واحد محصول شرکت یا شماره سفارش خرید به جای GTIN باعث می‌شود وضوح زنجیره تأمین با مشکل مواجه شود.

اولویت 2- تلاش‏های ضبط را بر روی پیشامدهای مصرف و تغییر شکل متمرکز کنید.

برای پاسخ سریع به شیوع بیماری‏ها، دفاتر سلامت نیازمند اطلاعات پیشامد مصرف از مراکز غذایی یا خرده‌فروشانِ مرتبط با مکان شیوع هستند. اطلاعات صحیح پیشامد مصرف نشان می‌دهد کدام محصولات و برندها یا واحدهای تولیدی با مکان‏های شیوع مرتبط هستند و اگر GTIN ضبط شود و بعنوان یک ID محصول گزارش شود، دفاتر سلامت می‏توانند سریعاً با تأمین‌کننده محصول ارتباط برقرار کرده و با استفاده از شماره های بهر یا تاریخ های ثبت شده بر بسته‌های مصرف‌کننده، اطلاعات پیشامد تغییر شکل برای محصول مصرف شده را پیدا کنند.
پیشامدهای مصرفی می‏توانند تأمین‌کننده محصول (یعنی عضوی که آخرین بار محصول را تغییر شکل داده) را شناسایی کنند و واحد تولید (دسته، بهر، شماره سریال یا تاریخ use-by) و ID محصول را هر وقت لازم باشد تهیه کنند. وقتی از GTIN بعنوان شناسایی محصول استفاده شود مالک برند نیز همیشه شناسایی می‌شود و صاحب برند نیز عضو مسئولی است که آخرین تغییر شکل را داده و می‏داند که تأمین‌کننده محصول (در مورد برندهای شخصی و خصوصی) کیست.
توانایی شناسایی عضوی که آخرین تغیییر شکل را روی محصول ایجاد کرده از روی داده‌ها در پیشامد مصرف، زمان مسئولین سلامت را کاهش می‌دهد. چرا که مانع از این می‌شود که رهگیری محصول بوسیله نقطه به نقطه با بازرسی انجام شود. استفاده از پیشامدهای حمل و نقل جهت یافتن تأمین‌کننده محصول و تسهیل تولیدی در درجه دوم قرار دارد در حالیکه اطلاعات پیشامد مصرف یک GTIN و اطلاعات شماره سریال بهر/دسته را ایجاد می‌کند. اگر هیچ نقطه‏ای با یک یا چند GTIN، واحدهای تولیدی‌ای برای آن GTINها و محصولات ورودی استفاده شده برای ایجاد آن GTINها سازگار نباشد، پیشامدهای حمل و نقل باید از تسهیلات تولیدی به سمت جلو ردیابی شود. البته در صورتی است که نقاط همگرایی مرتبط با پیشامد حمل یا ذخیره‌سازی وجود داشته باشد.
شکل زیر پیشامدهای دارای اولویت را برای رهگیری نشان می‌دهد

223شکل 2- ارزش ID جهانی محصول مرتبط با پیشامدهای تغییر شکل و مصرف

224شکل 3- پیشامدهای تغییر شکل در بالا دست زنجیره، محتویات را پیشامدهای مصرف ارتباط می‌دهد.

در شکل زیر، پیشامدهای ردیابی مهم در زنجیره تأمین گوشت و مرغ به همراه عناصر کلیدی مرتبط آورده شده است.

225

شکل4- پیشامدهای ردیابی مهم در زنحیره تأمین گوشت و مرغ

6- استفاده از پیشامدهای ردیابی مهم جهت تعیین منابع شیوع بیماری‏های غذایی

با استفاده از شناسایی جهانی و واحد محصول و نیز مراجع جهانی و واحد مکان، پیشامدهای مصرف و تغییر شکل در زنجیره تأمین را می‏توان (به طور سازگار) ضبط کرد. به طوری که، دفاتر سلامت بتوانند به سرعت نقاط مشترک همگرایی را برای ردیابی از هر مکانی که شیوع بیماری اتفاق می‌افتد، شناسایی کنند. با ضبط سازگار پیشامدهای مصرف، معاملات در نقاط فروشِ خرده فروشی (در حالت ایده‌آل با و یا حتی بدون کارت‏های وفاداری مشتری) و پیشامدهای مصرف خدمات غذایی برای اقلام محصول و واحدهای تولید، تحت بررسی قرار می‌گیرند. برای مثال اگر پیشامدهای مصرف مرتبط با شیوع بیماری، قلم محصول و مجموعه کوچکی از واحدهای تولیدی را در بر گیرد، آنگاه بر روی آن تأمین‌کننده و مکان‌های تولید محصول تمرکز ایجاد خواهد شد. اگر پیشامدهای تغییر شکلِ تأمین‌کننده دلالت کند که اجزای ورودی (که جای دیگری استفاده شده است) در هیچ گزارش بیماری آورده نشده است، مکان تولید، مراحل پایینی انبارداری و حمل واحدهای تولیدی مورد نظر، می‌بایست مورد بررسی قرار گیرد.

226شکل 5- پیشامدهای مصرف، تأمین‌کننده محصول و انباشته را مشخص می‌کنند.

بعنوان مثالی دیگر، داده‌های مصرف می‏توانند تنوعی از تأمین‌کنندگان، اقلام محصول و واحدهای تولیدی که با شیوع بیماری مرتبط هستند را نشان دهند. اگر پیشامدهای تغییر شکل برای تأمین‌کننده‌ای دلالت کند که محتویات ورودی استفاده شده در جاهای دیگر با بیماری مرتبط است، واحدهای تولیدی آن محتویات و مکان‏های تولیدی می‌بایست مورد بررسی قرار گیرند که در شکل 6 این رویه دیده می‌شود.

227شکل 6- پیشامدهای مصرف، محتویات قلم محصول و انباشته را مشخص می‌کند.

به طور خلاصه، “یکی بالا-یکی پایین” برای ردیابی محصول، دارای کارایی کمتری نسبت به ضبط و استفاده از شماره های شناسایی یکتای محصول است که از طریق ضبط پیشامدهای مصرف و تغییر شکل بدست می آید. سازگاری استفاده GTIN توسط تأمین‌کنندگان، ضبط سازگار GTIN و اطلاعات واحدهای تولیدی توسط سازمان‌های زنجیره تأمین، هر وقت که پیشامدهای مصرف گزارش می‌شوند به مسولین سلامت این اجازه را می‌دهد که سریعاً اعضایی که آخرین محصولات را تغییر شکل داده و منجر به شیوع بیماری شده را نقطه به نقطه در کل شبکه توزیع، شناسایی نماید.
امروزه اطلاعات پیشامد مصرف که در دسترس دفاتر سلامت است محدود است. با پذیرش CTEها، پیشامدهای مصرف خرده فروشی و مرکز خدمات غذایی، از طریق برچسب روی بسته که شامل GTIN و اطلاعات واحد تولید است خوانده می‌شود. با خوانش دیتابار GS1 در نقاط فروش، اطلاعات تولید و GTIN ضبط می‌شود. ضبط سازگار داده پیشامد مصرف که شناسایی یکتا و جهانی محصول به همراه اطلاعات واحد تولید را در بر دارد؛ وابستگی ردیابی محصول را به “یکی بالا-یکی پایین” از بین خواهد برد و باعث می‌شود بیماریها به طور توانمندتر و سریعتری کشف شوند.

7- عناصر داده‌ای کلیدی چیست؟

عناصر داده‌ای کلیدی، عناصری هستند که با هر پیشامد کلیدی مهم مرتبط بوده و موارد زیر را شامل می‌شوند:
1) اطلاعات کلیدی در مورد زمان و مکان پیشامد، عضوی که پیشامد را گزارش می‌کند و شناسایی محصولی که مورد نظر است.
2) اطلاعات ضروری مرتبط با تغییر شکل، حمل یا زوال از زنجیره تأمین محصول قابل ردیابی
به طور خلاصه، عناصر داده‌های کلیدی مرتبط با پیشامدهای ردیابی مهم باید به پنج سوال زیر پاسخ دهد:
الف- چه کسی فعالیت را انجام داده است؟
ب- چه محصولی مورد نظر است؟
ج- چه موقع انجام شده است؟
د- کجا انجام شده است؟
ه- چرا پیشامد گزارش شده است؟

8-1 . عناصر داده‌ای کلیدی برای پیشامدهای ردیابی مهم چیست؟

عناصر داده‌ای کلیدی برای هر CTE، در زنجیره تأمین گوشت و مرغ بصورت زیر است:

228 شکل 7- عناصر داده‌ای کلیدی برای هر CTE

R: داده ضروری
C: داده مشروط؛ نیاز به این نوع داده توسط شرایط کسب و کار تعیین می‌شود.
BP: بهترین عملکرد؛ ضبط شماره بهر/دسته برای پیشامدهای حمل و زوال (هرجا که لازم باشد) است.
^: داده مرتبط که باید توسط تأمین‌کنندگان برای پیشامدهای ارسال و پیشامدهای تغییر شکل خروجی گزارش شود.
همانگونه که اشاره شد برخی از عناصر داده‌ای کلیدی ضروری‌تر از بقیه است. عناصر داده‌ای کلیدیِ ضروری به طور سازگاری در هر زمانی که یک پیشامد گزارش می‌شود لازم هستند مانند مالک پیشامد، مکان، زمان و تاریخ. در زیر هرکدام از عناصر داده‌ای کلیدی با جزییات توضیح داده شده است:

8-1-1 . نوع پیشامد

نوع پیشامد ارزشی است که دلالت بر طبیعت پیشامدی که گزارش می‌شود دارد. شش نوع پیشامد و یک ارزش برای هر کدام ایجاد می‌شود:
تغییر شکل ورودی (T1)، تغییر شکل خروجی (T2)، مصرف (C)، زوال (D)، ارسال (S) و دریافت (R).
وضعیت: برای هر پیشامد لازم است.
منبع داده: برای هر نوع پیشامد و همه شرکت‌هایی که یک ارزشِ نوع پیشامد یکسان را برای پیشامدهای مشابه بر می‌گزینند، مقدار ایستایی است.

8-1-2 . مالک پیشامد

مالک پیشامد، در واقع عضوی است که بررسی و بازرسی می‌شود. اگر اعضای تجاری و یا مسئولین دولتی اطلاعات بیشتری در مورد پیشامد بخواهند با مالک پیشامد در این موارد مشورت خواهد شد. شناسایی در این مرحله با شماره جهانی مکان (GLN) انجام می‌شود.
وضعیت: برای هر پیشامد لازم است.
منبع داده: مالک پیشامد یک مقدار ایستا برای همه پیشامدهایی است که توسط زنجیره تأمین گزارش می‌شود. معمولا این مقدار، واحد سازمانی را نشان می‌دهد که برای اطلاعات بیشتر و دقیقتر با آن باید تماس گرفت.
توجه: یک سازمان بدون اینکه مالک محصول باشد می تواند مالک پیشامد باشد. به عنوان مثال، یک توزیع‌کننده ممکن است محصولی را ارسال کند که متعلق به سازمان دیگری باشد. اما این توزیع‌کننده است که باعث ارسال شده و آگاهی کامل در مورد پیشامد و اطلاعات محصولی که باید ضبط شود را دارد. این اطلاعات در سندی که پیشامد ارسال را ضبط می‌کند آورده می‌شود به طوری که مالک محصول با مکان ارسال توزیع‌کننده در ارتباط نیست.

8-1-3 . زمان و تاریخ پیشامد

تاریخ پیشامد، روز تقویمی است که در مکان پیشامد به فرمت استاندارد ایزو YYYYMMDD بیان می‌شود و زمان پیشامد زمانی است که بر اساس زمان گرین ویچ پایه‌گذاری شده است و موقعی است که پیشامد تکمیل شده است. موقعی که فعالیت پیشامد بعد از تاریخ تمدید شده انجام می‌شود، زمان پایان می‌بایست برای پیشامدهای تغییر شکل و زمان شروع برای پیشامد زوال گزارش شود. پیشامدهای نوع حمل می‌بایست بصورت تقریبی باشند (زمان ارسال یا ورود). در پیشامد تغییر شکل محصول، زمان و تاریخ موقعی است که محصول ورودی، آخرین بار به پیشامد تغییر شکل اضافه می‌شود یا زمان و تاریخ موقعی است که محصول خروجی به عنوان آخرین فعالیت تولیدی که روی آن انجام می‌شود شناسایی می‌شود.
وضعیت: برای هر پیشامد لازم است.
مرجع داده: تاریخ و زمانی است که مالک پیشامد مشاهده و گزارش می‌کند.

8-1-4 . مکان پیشامد

تعریف: مکان پیشامد تسهیل، ساختمان، انبار، خط تولید و یا درب اسکله بارگذاری است که پیشامد اتفاق می‌افتد. شناسایی آن با GLN صورت می‌گیرد.
وضعیت: برای هر پیشامد ضروری است.
منبع داده: مقدار توصیه شده، GLN ای است که به مکانی که پیشامد اتفاق می‌افتد تخصیص می‌یابد. GLNهای یکسان باید به طور سازگار برای پیشامدهایی که در مکان های یکسان اتفاق می افتند به کار روند. یعنی از یک GLN یکسان برای یک خط تولید که همه پیشامدهای تغییر شکل محصول اتفاق می‌افتد باید استفاده کرد. از GLN های متفاوت برای محصولات مختلف که در یک خط تولید پردازش می‌شوند استفاده نکنید.
توجه: دقت کنید که GLN مکان پیشامد (یا آدرس) معمولا با GLN مالک پیشامد (یا آدرس) یکسان نیست. مکان پیشامد معلوم تسهیل تولیدی یا انباری است که پیشامد در آن مشاهده می‌شود و مکان مالک پیشامد قرارگاه سازمانی یا دفتر محلیِ عضوی است که گزارش پیشامد را ارائه می‌کند.

8-1-5 . شناسایی قلم

شناسایی قلم محصول، مقدار مرجعی است که ویژگی های ضروری محصول و بسته‌بندی را برای محصول قابل ردیابی شناسایی می‌کند. منظور از ویژگی ها؛ مشخصات محصول، نوع برش گوشت، سطح پردازش، سطح پخت و بسته‌بندی و غيره است. شناسایی آن با GTIN انجام می‌شود اما SKU (واحد ذخیره‌سازی تأمین‌کننده) ممکن است استفاده شود. برای همه پیشامدها، استفاده از GTIN بعنوان شناسایی قلم بسيار زياد توصیه می‌شود چرا که به طور جهانی یکتا بوده و به طور همزمان محصول و تأمین آنرا در نظر می‌گیرد. SKU به طور جهانی یکتا نیست اما اگر شناسایی تأمین‌کننده نیز به آن اضافه شود مطلوبیت قابل قبولی دارد. مرجع شناسایی قلم، مدل محصول را ضرورتا تعیین کرده و اگر در تلاقی با شماره سریال/بهر/انباشته باشد نقش موثر و کارایی در واحد تولید محصول قابل ردیابی که در زنجیره تأمین حرکت می‌کند دارد. نوع قلم، توسط عنصر نوع قلم و مقادیر آن بصورت زیر تعیین می‌شود.

  • GTIN
  • UPC
  • SKU
  • مرجع تأمین‌کننده (با مقدار متنی مانند “Animal Lot”(
  • وضعیت: برای همه پیشامدها لازم است.

مرجع داده:

معمولا GTIN بر روی برچسب‌های بسته محصول و اسناد ارسالی وجود دارد این کد توسط بارکدهای GS1-128 می تواند به رمز در بیاید. اگر GTIN وجود نداشته باشد، SKU یا روش های دیگری که شناسایی را به بهترین نحو انجام دهد ضبط می‌شود. زمانی که نوع قلم به جای GTIN یا UPC استفاده می‌شود، عنصر داده‌ای شناساییِ تأمین‌کننده برای شناساییِ تأمین‌کننده باید به کار گرفته شود.
توجه: SKU خرده فروش برای ارزش شناسایی قلم، قابل پذیرش نیست چرا که نمی تواند تأمین‌کننده خاصی را نشان دهد. واضح است که SKU های خرده فروش می تواند از تأمین کنندگان مختلفی ایجاد شده باشد.

8-1-6 . شماره سریال/بهر/انباشته

یک کد یکتای شناسایی کننده که توسط تأمین‌کننده محصول تخصیص می‌یابد و محصولاتی را بصورت یکتا و واحد معرفی می‌کند که تحت ترکیب، تغییر شکل، بسته‌بندی یا هر تغییری ایجاد شده‌اند. این محصولات تحت مجموعه مشترکی از شرایط مانند زمان، خدمه تولید و یا محتویاتِ انباشته جمع شده اند. اگر بیشتر از یک انباشته یا شماره سریال در پیشامد باشد، یک پیشامد مجزا برای هر کدام همراه با مقدار تولید که با شماره سریال انباشته مشخص شده، گزارش می‌شود. شماره سریال/بهر/انباشته فقط وقتی مقدار دارند که در تلاقی با ارزش عنصر شناسایی قلم استفاده شوند.
وضعیت: برای پیشامدهای نوع تغییر شکل، پیشامدهای ارسال تأمین‌کننده و بعنوان بهترین عمل برای همه پیشامدهای دیگر لازم است.
مرجع داده: این مرجع بر روی بسته‌ها، اسناد ارسال ثبت شده و ممکن است توسط بارکدهای GS1-128 رمزینه شود. اگر یک قلم برچسب خصوصی که از چند منبع، تأمین شده باشد، مالک برندِ برچسب خصوصی نیازمند است که مطمئن شود اقلام تأمین شده از تأمین‌کنندگان مختلف می تواند بوسیله شماره سریال/بهر/انباشته متمایز شود.

8-1-7 . تعداد

تعریف: تعداد، یک ارزش عددی است که میزان محصول موجود در پیشامد را نشان می‌دهد.
وضعیت: برای همه پیشامدها ضروری است و موقعی لازم است که در تلاقی با ارزش عنصر واحد اندازه باشد.
مرجع داده: این ارزش، خلاصه همه محصولی است که پیشامد آن در حال گزارش شدن است و توسط مالک پیشامد محاسبه می‌شود. واحد اندازه باید همیشه در تلاقی با تعدادی که گزارش می‌شود استفاده شود.

8-1-8 . واحد اندازه

واحد اندازه، بر واحد اندازه گیری مانند (پالت، جعبه، بسته‌های داخلی و اقلام مشتری) اشاره دارد که با تعدادی که برای هر پیشامد گزارش می‌شود در ارتباط است.
وضعیت: برای همه پیشامدها ضرورت دارد و فقط وقتی مقدار دارد که در تلاقی با ارزش عنصر تعداد باشد.
مرجع داده: این مقدار برای واحد اندازه، خلاصه تعداد محصولی است؛ برای پیشامدی که توسط مالک پیشامد گزارش می‌شود. واحد اندازه فقط وقتی مقدار دارد که در تلاقی با ارزش تعداد، گزارش شود.
توجه: موقعی که قلمی توسط GTIN شناخته شود، واحد اندازه باید سطح سلسله مراتبی محصولی باشد که با GTIN مرتبط است.

8-1-9 . ID فعالیت

ID فعالیت، جهت شناسایی یکتای بخشی از تولید برای پیشامد تغییر شکل، یا مجموعه ای از محصولات ارسال برای یک پیشامد حمل و نقل است. برای مثال، در یک پیشامد تغییر شکل، ID فعالیت شناسایی محصولات ورودی را با محصولات خروجی متناظر آنها مرتبط می‌کند. برای فعالیت های حمل، ID فعالیت ممکن است شماره سفارش خرید یا صورتحساب شماره بار (محموله) که بعنوان شماره مرجع مجموعه محصولات ارسال و دریافت شده را شناسایی می‌کند باشد. نوع شماره ID فعالیت، توسط عنصر نوع ID فعالیت نشان داده می‌شود در حالیکه برای مقادیر پیشامدهای تغییر شکل ممکن است به صورت زیر باشد:

  •   شماره سفارش تولید
  •   شماره سفارش فرآیند
  •   تاریخ مناسب انباشته/بهر
  •   شماره سفارش کار

برای پیشامدهای حمل و نقل، نوع فعالیت ممکن است بصورت زیر باشد

  •   شماره سفارش خرید
  •   شماره صورتحساب (فاکتور)
  •   شماره سفارش فروش
  •   شماره صورتحساب محموله
  • شماره مجوز صادرات
  •   شماره ردیابی UPS
  • شماره ردیابی FedEx
  • شماره ردیابی USPS

وضعیت:برای پیشامدهای نوع تغییر شکل ضروری است و برای نوع حمل مشروط است. اگر چه برای پیشامدهای حمل، زمانی که شماره سریال/بهر/انباشته ضبط نمی‌شوند، ID فعالیت می‌بایست ضبط شود.

مرجع داده:ارزش باید توسط مالک پیشامد و توسط گزارش‌های مناسب تعیین شود.

8-1-10 . تاریخ مرتبط با بهر/انباشته

تاریخ مرتبط با بهر/انباشته، تاریخ کنترل بهر است (تاریخ تولید، تاریخ انقضا و تاریخ تولید) که توسط تأمین‌کننده محصول، جهت شناسایی قلم‌های در سطح مصرف‌کننده استفاده می‌شود.
وضعیت: بهترین اعمال برای پیشامدهای مصرف که قلم‌های سطح مشتری را در بر می‌گیرند و در خرده فروشی فروخته و یا در مراکز غذایی استفاده می‌شوند. این اقلام با شماره بهر /انباشته متمایز نمی‌شوند. در غیر اینصورت، وابسته به شرایط پیشامد است، اگر چه تأمین‌کنندگان می‌بایست تاریخ مناسب در زمان ارسال و برای همیشه پیشامدهای خروجی تغییر شکل را گزارش کنند تا آن تاریخ با شماره بهر/انباشته برای آن ID مرتبط باشند.

مرجع داده:این مقدار باید توسط مالک پیشامد و با استفاده از گزارش‌های تولید روی بسته نصب شود این تاریخ ها معمولا برچسب می‌شوند: “استفاده توسط”، “فروش توسط” یا “تولید شده روی”.

8-1-11 . شناسایی تأمین‌کننده

شناسایی تأمین‌کننده، شناسایی کننده‌ای است که بر عضوی دلالت می‌کند که محصول ورودی را تأمین کرده است. عنصر داده‌ای شناسایی تأمین‌کننده جهت شناسایی تأمین‌کننده استفاده می‌شود. ارزش شناسایی تأمین‌کننده، نام سازمان بصورت ارزش متنی است.
وضعیت: برای پیشامدهای ورودی تغییر شکل مشروط است و استفاده می‌شود زمانی که قلم ورودی با یک ID قلم به جز GTIN مشخص می‌شود (مانند شماره SKU)
مرجع داده: شناسایی تأمین‌کننده، توسط مالک پیشامد توسط برچسب‌های محصول ورودی و دانش حاشیه ای آنهایی که پیشامد را گزارش کنند انجام می‌شود.

8-1-12 . مکان شریک تجاری

مکان شریک تجاری، مکانی است (مانند کارخانه، انبار، ساختمان، اسکله بارگیری) که در پیشامد حمل دخیل است. برای پیشامدهای ارسال، مکان شریک تجاری مکانی است که محصول دریافت می‌شود و برای پیشامدهای دریافت، مکان شریک تجاری مکانی است که محصول دریافت می‌شود و برای پیشامدهای ارسال، مکان شریک تجاری مکانی است که از آن محصول ارسال می‌شود. هدف مکان شریک تجاری، برقراری ارتباط هر پیشامد حمل به پیشامدهای مرتبط و معادل آن است به طوری که مکان ارسال و دریافت برای هر پیشامد حمل متصل باشند. از GLN برای شناسایی آن استفاده می‌شود.
وضعیت: برای پیشامدهای ارسال و دریافت استفاده می‌شود.
مرجع داده: مکان شریک تجاری توسط مالک پیشامد گزارش می‌شود و توسط اسناد ارسال و دانش حاشیه‌ای آنهایی که پیشامد را گزارش می‌کنند تعیین می‌شود.

8- استانداردهای GS1 بعنوان مرجعی برای اجزای کلیدی داده

9-1 . چگونه GTIN ها را تخصیص داده شوند؟

GS1 رهنمودهای عمومی را برای تخصیص GTIN منتشر می‌کند. زنجیره تأمین گوشت و مرغ دارای ویژگی‌های خاصی است که باعث تمایز آن از سایر اقلام فروشگاهی می‌شود. لذا راهنمای تخصیص GTIN برای این دسته از اقلام در بخش “غذاهای تازه” آورده شده است. علاوه بر راهنمای مذکور، تأمین‌کنندگان گوشت و مرغ و مالکان برند، با توجه به قواعد زیر GTIN را تخصیص می‌دهند:
➢ برای هر نوع بسته مانند بسته آماده، سینی آماده و محصولات فرآوری شده فروشگاهی؛ برای هر کدام GTIN مختص آنها را ایجاد کنید.
➢ برای هر حالت منجمد سازی اولیه که برای آن محصول بازارسازی و بازریابی می‌شود بايد یک GTIN اختصاص داده شود (یعنی اگر محصول معمولا سرد و یخی ارائه می‌شود، برای حالت یخچالی آن GTIN در نظر گرفته شود).
➢ برای محصولاتی که ادعاهای بازاریابی و یا روش‌های تولید مختلف دارند (مواقعی که این ویژگی‌ها یک ویژگی مهم بازاریابی برای خریداران است) مانند مرغ‌های آزاد که در مزارع رشد کرده‌اند یا مرغ‌های معمولی.
➢ برای هر پالت و پیکربندی بطوری که توسط GS1 پیشنهاد شده، GTIN مجزایی در نظر گرفته شود.
مالک برند باید پیش شماره سازمانی GS1 خود را برای ایجاد GTIN، برای هر قلمی که از آن نام تجاری استفاده می‌کند به کار گیرد. مالک برند، یا تولید کننده است یا خرده فروش. در مورد برند خرده فروشی با برچسب خصوصی، پیشوند GS1 خرده فروش، می‌بایست بدون توجه به تأمین‌کننده‌ای که محصول را فراهم می‌کند به کار بسته شود.

9-2 . شناساگرهای GS1 بعنوان مرجع شماره سریال بسته/بهر/انباشته

اعضایی که پیشامدهای ردیابی مهم را گزارش می‌کنند می‌بایست شماره بهر /انباشته تأمین‌کننده را از بسته محصول ضبط کنند. شماره انباشته/بهر، معمولا روی برچسب بسته چاپ شده و بصورت GS1-128 بعد از AI شماره 10 برای شماره بهر/انباشته قرار می‌گیرد.

229شکل8- مثالی از بارکدهای GS1-128 در سطح بسته

برای محصولات با وزن متغیر، تأمین‌کننده ممکن است هر بسته را با شماره سریال واحد به جای شماره بهر/انباشته متمایز کند. در این نوع محصولات، شماره سریال بسته بر روی هر برچسب و بعد از AI شماره 21 قرار می‌گیرد.

9-3 . چگونه یک سازمان انباشته/بهرهای محصول را در زنجیره تأمین شناسایی کند؟

همه تأمین‌کنندگان، شماره بهر/انباشته یا شماره سریال بسته به سطوح محصولاتی که ایجاد کرده‌اند تخصیص می‌دهند. محتوا، منطق و فرمتِ شماره بهر/انباشته از یک سازمان به سازمان دیگر متفاوت است و به تجربه سازمان و دقت به کار گرفته شده بستگی دارد. مثلاً یک انباشته، همه محصولات تولید شده در یک روز، در یک تسهیل یا محصول تولید شده در یک ساعت، از یک خط بسته‌بندی مجزا یا یک دست پخت خاص را در بر می‌گیرد. لازم به ذکر است که دامنه محصول تخصیص داده شده به شماره بهر/انباشته، حداقل میزان محصولی است که نیاز است در فراخوان محصول از زنجیره تأمین خارج شوند. بنابراین، ضروری است استانداردهای سازمان، برای تنظیم دامنه هر بهر/انباشته برای هر نوع محصولی که تولید می‌شود توسعه یابد.
علاوه بر شماره بهر/انباشته، برخی تأمین‌کنندگان شماره سریال واحدی را به هر بسته با وزن متغیر اختصاص داده و شماره‌های سریال ابتدایی و انتهایی برای هر انباشته /بهر گزارش می‌کنند. شماره سریال بسته، به هر بسته در زمانی که بسته‌بندی توسط تأمین‌کننده انجام می‌شود تخصیص داده می‌شود. فرمت شماره سریال به گونه‌ای است که کدی را در بر می‌گیرد که بیان‌کننده تسهیل تولیدی، تاریخ تولید و زمانی است که با یک شماره متوالی یکتا دنبال می‌شود. شماره سریال ممکن است بدون هیچ پیشوند هوشمندی ایجاد شود. این مسئولیت تأمین‌کننده است که یکتایی شماره سریال بهر/انباشته را خصوصاً زمانی که با GTIN محصول (برای همه محصولات در زنجیره) متناظر می‌شود تضمین کند و بتواند شماره سریال تمام بسته‌ها را به تسهیل تولیدی، تاریخ و زمان مرتبط سازد.
بدون توجه به اینکه آیا شماره انباشته/بهر یا یک شماره سریال بسته استفاده شده است، شماره باید به وضوح شناسایی و روی بسته به گونه‌ای توسط انسان قابل خوانش باشد، چاپ شود. این شماره‌های قابل خوانش می‌تواند معمولا بصورت Lot No: F-310063 باشد. اطلاعات ID محصول و شماره سریال/بهر/انباشته می تواند با بارکد GS1-128 رمز گشایی شود (شکل 7).

9-4 . تعیین سطحِ ردیابی (دانه‌بندی ردیابی)

دانه‌بندی واحد تولیدی یا میزان محصولی که با نشانه گذاری واحدهای تولیدی یکسان شناسایی می‌شود به طوری که در شکل زیر نشان داده شده است تغییر می‌کند:

230شکل 9- دانه‌بندی ردیابی

تأمین‌کنندگان باید تصمیم بگیرند چه سطحی از دانه‌بندی برای هر کدام از محصولات نیاز است. البته ارزش محصولی که فراخوان یا پس گرفته می‌شود و سطح تلاشی که برای گزارش پیشامدهای ردیابی در طول زنجیره تأمین انجام می‌شود در نظر گرفته می‌شود. ردیابی موثر معمولا نیازمند استفاده شماره قلم محصول (یعنی GTIN یا SKU) و علامت بهر/انباشته برای هر واحد تولید است.

9-5 . شماره‌های جهانی مکان بعنوان مالک پیشامد، مکان پیشامد و ارسال از /به مراجع مکانی

یک شماره جهانی مکان، شماره شناسایی مکان واحدی برای یک موجودیت فیزیکی یا مجاز است. GLN یک 13 رقمی است که به صورت جهانی شماره واحدی مشتمل بر پیشوند سازمانی GS1 و یک مرجع مکانی که توسط مالکِ موجودیتِ فیزیکی یا مجاز تخصیص می‌یابد. پیشنهاد می‌شود که شرکای تجاری در صنعت گوشت و مرغ، حداقل GLN را برای مکان‌های تولید فیزیکی و مکان‌های ذخیره‌سازی، جهت آماده سازی و شناسایی یکتای جهانی برای فرآیندهای ردیابی به کار گیرند.

9-6 . مثال‌هایی از پیشامدهای ردیابی مهم که در صنعت گوشت و مرغ مدیریت می‌شود

مثال‌هایی از داده‌هایی که می‌بایست ضبط شود و منابع داده‌ای برای هر عنصر داده‌ای کلیدی در زیر آورده شده است.
این عناصر، عناصر “محصول اصلی” یا “پیشامد اصلی” تعیین شدند که به طور سازگار لازم بوده و در همه پیام‌ها آورده می‌شوند. دیگر عناصر غیراصلی، ممکن است محتویات ضروری برای پیام‌ها داشته باشند اما به طور سازگاری در هر پیامِ پیشامد وجود ندارند. مثال‌های پیشامدهای ردیابی مهم برای زنجیره تأمین گوشت و مرغ در بخش زیر آورده شده است:

  •   از منابع ایستا (در زمان پیشامد به آسانی ضبط یا مشاهده می‌شود مانند زمان یا تاریخ)
  • از کاربر (تعیین و یا تایید توسط کاربر انسانی در زمان پیشامد)
  •  از اسناد (بعنوان متن قابل خوانش بر روی اسناد در زمان وقوع پیشامد وجود دارد)
  • از بارکدها (ارزش‌های رمزگشایی شده در بارکدها روی بسته‌بندی محصول یا اسناد لجستیکی)
  •   از سیستم IT (اطلاعاتی که به طور معمول از سیستم اطلاعاتی سازمان در دسترس است)

9-6-1 . مدیریت پیشامد ورودی تغییر شکل

سازمان‌ها محصولات قابل ردیابی را بعنوان یک ورودی به فرآیند تغییر شکل، هر جا که محصول قابل ردیابی جدیدی ایجاد شود، استفاده می‌کنند. دو سناریوی معمول استفاده از محصولی است با GTIN و استفاده از محصولی است بدون GTIN.

9-6-1-1 . تغییر شکل ورودی محصول قابل ردیابی با GTIN

به طور ایده‌آل، همه محصولات قابل ردیابی با GTIN متمایز شده و دارای شماره بهر/انباشته هستند. وقتی محصولاتی از این دست پردازش می‌شوند، تأمین‌کننده، KDE برای پیشامد T1 را مانند زیر استفاده می‌کند:

231

منابع هر KDE، برای یک تأمین‌کننده که پیشامد T1 را با GTIN از یک محصول مستند می‌کند در زیر آورده شده است.

233

شکل10- ضبط KDE های تغییر شکل محصولات ورودی که با GTIN متمایز شده‌اند

9-6-1-2 . پیشامد تغییر شکل ورودی برای محصول قابل ردیابی که با GTIN مشخص نشده است
اگرچه محصولات قابل ردیابی می‌بایست همیشه با GTIN بعنوان بهترین الگو متمایز شوند اما طبیعت برخی محصولات مانند حیوانات زنده به گونه‌ای است که یک GTIN معمولا برای شناسایی محصول استفاده نمی‌شود. در زمان پردازش این دسته از محصولات، سازمان‌ها عناصر داده‌ای کلیدی (KDE) برای پیشامد T1 بصورت زیر تولید می‌کنند

232

منبع هر KDE، برای تأمین‌کننده که پیشامد T1 از محصول را بدون استفاده از GTIN مستند می‌کند در زیر آورده شده است

234شکل11- ضبط KDE ها برای محصولات ورودی که از GTIN استفاده نمی‌کنند

9-6-2 . مدیریت پیشامد تغییر شکل خروجی محصول T2
پیشامدهای تغییر شکل محصول (T2)، نتیجه استفاده از یک یا چند ورودی و ایجاد یک محصول جدید جهت ورود به زنجیره تأمین است. مثلاً استفاده از سینه مرغ و اضافه کردن چاشنی نمک و آب لیمو و پختن آن باعث ایجاد محصول جدیدی می‌شود. در واقع محصول جدید، محصول خروجی T2 بوده که از پیشامدهای T1 مختلفی بدست آمده است. سازمان‌هایی که محصولات را تغییر شکل می‌دهند باید از GTIN برای شناسایی محصول قابل ردیابی که در زنجیره تأمین وارد می‌شود استفاده کند؛ که یا شماره بهر/انباشته یا شماره سریال بسته، جهت شناسایی واحد تولید آن محصول استفاده می‌شود. در فروشگاه‌ها که فروشنده، گوشت اولیه را برای واحد خرده فروشی مورد نظر مشتری، تکه می‌کند از تاریخ مناسب (فروش توسط تاریخ) به جای شماره بهر/انباشته برای شناسایی واحد تولید استفاده می‌کند. چرا که دیگر بسته‌ای که یا شماره سریال یا شماره بهر/انباشته، که به آنها تخصیص یابد وجود ندارد. اطلاعات لازم و استفاده شده توسط سازمان‌ها برای ایجاد KDE محصولات خروجیِ قابل ردیابی از طریق اقدامات زیر ضبط می‌شوند:

235

هر شماره سفارش تولید بعنوان یک شماره ID فعالیت ضبط شده تا بتواند پیشامد خروجی به پیشامدهای ورودی مرتبط کند
بسته‌هایی که دارای وزن متغیر هستند معمولا شماره‌های سریال با AI (21) استفاده می‌کنند و آنهایی که وزن ثابتی دارند با شماره سریال بهر/انباشته و AI (10) معرفی شوند. وقتی که تاریخ‌های محصولی بر روی بسته‌های محصول گزارش می‌شود؛ AI (15) بهترین تاریخ مصرف توسط خرده فروشی اولویت داده شده و زمان انقضا توسط مرکز غذایی با AI (17) در نظر گرفته می‌شود.
مرجع داده برای KDE برای تأمین‌کننده‌ای که پیشامد خروجی را مستند می‌کند در زیر آورده شده است

236

شکل 12- ضبط KDE جهت مستند کردن پیشامدهای تغییر شکل خروجی

9-6-3 . مدیریت پیشامد مصرف

پیشامد مصرف، پیشامدی است که محصول در دسترس مشتری قرار می‌گیرد و با جایگذاری محصول فله‌ای در یک بسته و یا فروش محصول بسته‌بندی شده به مصرف‌کننده صورت می‌گیرد. مستند سازی دقیق این پیشامدها بسیار مهم و حیاتی است چرا که مشخص می‌کنند کدام قلم‌های محصول و انباشته‌های تولیدی توسط انسانها مصرف شده است. از طرفی پیشامدهایی هستند که سریعاً می‌توانند در زمان شیوع بیماری‌ها مورد توجه قرار بگیرند.
وقتی سازمان‌ها محصول قابل ردیابی را به مشتری می‌فروشند محصول ممکن است دارای بسته‌های آماده شامل اطلاعات مصرف‌کننده و بارکد نقطه فروش باشد و یا محصول فله‌ای باشد که در اغذیه فروشی‌ها استفاده می‌شود. برای بسته‌هایی که تمام خدمات در سطح بسته نمایش داده می‌شود، پیشامد مصرف، زمانی که بسته‌های محصول باز شده و محصول برای خرید و مصرف آماده است ضبط می‌شود (مانند آنهایی که شامل گوشت‌های اغذیه فروشی است). برای محصولات بسته‌بندی شده، پیشامد مصرف در زمان فروش ضبط می‌شود. این بسته‌ها با GS1 UPC با پیشوند 2، دیتابار GS1 یا UPC با وزن ثابت مشخص می‌شوند. خرده فروشان، فروش محصولات مشتری در نقطه فروش را همراه با مکان خرده فروشی و زمان ضبط می‌کنند.
پیشامد مصرف، زمانی که مشتری یک محصول بسته‌بندی شده با UPC با پیشوند 2 خریداری می‌کند ضبط می‌شود. تأمین‌کنندگان و خرده فروشان می‌توانند بسته‌های آماده گوشت و مرغ که مصرف‌کنندگان از قفسه‌ها بر می‎دارند، تهیه کنند. این بسته‎ها با برچسب‌های محصولی که عناصر داده‌ای کلیدی محصول را ضبط می‌کند؛ در هر زمانی که مشتری بسته‌ای را از مراکز فروش خریداری می‌کند متمایز می‌شوند. اطلاعات استفاده شده برای جایابی عناصر کلیدی داده برای پیشامد مصرف در محصولات بسته‌بندی شده با پیشوند 2 UPC بصورت زیر است:

237

منبع هر KDE برای خرده فروشیِ که خریدهای نقطه فروش را برای بسته‌بندی‌های آماده با UPC با پیشوند 2 را مستند می‌کند در زیر آورده شده است

239شکل13- ضبط KDE برای بسته‌هایی که با UPC با پیشوند 2 مشخص شده‌اند

نکته: تاریخ مصرف ضبط شده برای فروش محصولات با وزن ثابت که با یک UPC مشخص شده‌اند می‌توانند مانند بالا باشد فقط نوع ID محصول، UPC و ID محصول، کد UPC با 12 رقم خواهد بود.

9-6-4 . پیشامد مصرف وقتی که مصرف‌کننده محصول بسته‌بندی شده را با دیتابار GS1 خریداری می‌کند

اطلاعات استفاده شده KDE برای بسته‌های آماده برای مصرف که با دیتابار GS1 مشخص هستند بصورت زیر است:

238

نکته: استفاده از دیتابار GS1 برای پیشامد مصرف در نقطه فروش بهترین عمل است. به طوری که GTIN محصولِ قابل ردیابی، شماره بهر/انباشته و تاریخ مرتبط را جهت انتخاب دقیق ID محصول و واحدهای تولیدی محصولی که قرار است مصرف شود، ضبط می‌کند. در حالی که، UPC با پیشوند 2، PLU محصول را ضبط کرده و واحد تولید، زمان مرتبط یا شماره بهر/انباشته را ضبط نمی‌کند.
مرجع داده برای خرده فروشی که خریدِ بسته آماده را با دیتا بار GS1 مشخص می‌کند در زیر آورده شده است:

239شکل14- ضبط عناصر کلیدی برای پیشامد مصرفِ بسته آماده مشتری که با دیتابار GS1 مشخص شده است.

9-6-5 . پیشامد مصرف زمانی که case-level در بسته Full service Display جایگزین می‌شود

وقتی که یک شرکت زنجیره تأمین، ظرفی مهر شده (بسته آکبند) را برای فروش و بدون حمل و نقلی در آینده باز می‌کند (مانند زمانی که یک خرده فروش بسته گوشت مرغ را باز کرده تا به فروش برساند) این عمل به عنوان پیشامد مصرف مستند می‌شود. ID محصول و واحد تولید برای پاسخ سریع به بیماری و شیوع بیماری‌ها بسیار حیاتی است.
اطلاعات لازم KDE برای پیشامد مصرف، زمانی که محصول ابتدا باز می‌شود بصورت زیر است

241

نکته: تفاوت کلیدی بین پیشامد مصرف و پیشامد تغییر شکل این است که بعد از پیشامد تغییر شکل، محصول در زنجیره تأمین قرار داده می‌شود تا به شریک تجاری بعدی منتقل شود در حالی که بعد از پیشامد مصرف، محصول به مشتری منتقل می‌شود و یا سریعاً توسط مالکِ پیشامد در دسترس مشتری قرار می‌گیرد.
مرجع هر KDE برای اپراتور مرکز غذایی یا خرده فروش که مصرف محصول بسته‌بندی شده را مستند می‌کند و این محصول اولین بار برای مشتریان در دسترس قرار می‌گیرد بصورت زیر خلاصه می‌شود:

240
شکل15- ضبط KDE برای پیشامد مصرف محصول بسته‌بندی شده

9-6-6 . مدیریت پیشامد ارسال

KDE ها برای همه محصولات ارسال شده بین اعضای زنجیره تأمین، ضبط شده و به طور اختیاری می‌تواند برای محصولی که بین مکان‌های فرآیند در یک کارخانه حمل می‌شود نیز ضبط شود.
بعنوان بهترین عمل، هر شرکتی که محصول قابل ردیابی را به یک شرکت تجاری دیگر ارسال می‌کند باید ID محصول تأمین‌کننده، شماره بهر/انباشته روی بسته را ضبط و گزارش کند. علاوه بر اینکه، تأمین‌کنندگان محصول یعنی کسی که یا سازمانی که مسئول آخرین تغییر شکل محصول است می‌بایست ID محصول و شماره سریال بسته یا بهر/انباشته را به عنوان داده محوری وقتی که محصول قابل ردیابی ارسال می‌شود ضبط و گزارش کند. ضبط ID محصول و شماره سریال بهر/انباشته به تأمین‌کننده اجازه می‌دهد که بداند چه موقع و به چه کسی هر انباشته محصول قابل ردیابی ارسال شده است.
تأمین‌کنندگان، معمولا بسته‌های روی محصولات با وزن متغیر را در حالی که داخل پالت‌ها جایگذاری شوند، اسکن می‌کنند. البته این اسکن برای ضبط وزن محصول لازم است و به تأمین‌کننده برای خودکار سازی ضبط اطلاعاتِ شماره سریال بهر/انباشته و پشتیبانی از گسترش اعلام پیامِ ارسالِ از پیشِ الکترونیک (ASN) برای دریافت‌کنندگان محصول کمک می‌کند. اگر چه معمولا محصولات با وزن ثابت اسکن نمی‌شوند، شمارش بسته‌ها توسط شماره بهر/انباشته متناسب با هر پالت انجام می‌شود.
اطلاعات ارسال از ASN، می‌تواند به عنوان بهترین عمل برای شناسایی عناصر داده‌های کلیدی پیشامد ارسال بصورت زیر استفاده می‌شود:

243
منبع هر KDE برای تأمین‌کننده‌ای که پیشامد ارسال را مستند می‌کند و از اسکن بسته برای ایجاد یک ASN استفاده می‌کند در زیر خلاصه شده است.

242شکل16- ضبط بهترین اعمال KDE در زمان ارسال محصولات

9-6-7 . پیشامد ارسال با استفاده از اسناد ارسال

یک مجموعه محوری باید برای هر پیشامد ارسالی، همیشه ضبط شود. وقتی ASNها برای ارسال محصولی به دریافت‌کنندگان، استفاده نشوند، این دریافت‌کنندگان معمولا اطلاعات واحد تولید را برای هر پالت در دست ندارند مگر اینکه آنها هر بسته ورودی را اسکن کنند. وقتی دریافت‌کننده بعدی، محصول را به اعضای تجاری پایین دستی ارسال کند، در بیشتر موارد آنها تعداد بسته‌ها را برای هر محصول می‌دانند. جهت ارتباط این محصول ارسال شده به اسناد کاغذی که شامل تاریخ انقضا یا اطلاعات شماره سریال/بهر/انباشته است، ارسال‌کنندگان می‌توانند شماره سفارش خرید یا مراجع دیگری که به طور واحدی هر ارسال را مشخص می‌کند گزارش کنند. در پیشامد بازخوانی آتی، این ارسال‌کنندگان می‌توانند مرجع شماره فعالیت برای تعیین اینکه کدام مشتری می‌توانسته محصول را با تاریخ انقضای مشکوک دریافت کند استفاده کند و سپس با همه مشتریان مرتبط با تقاضای بازخوانی تماس گرفته شود.
اطلاعات ارسال از اسناد ارسال می تواند استفاده کند تا KDEها را برای پیشامد ارسال مشخص کند:

244

مرجع هر KDE برای توزیع‌کننده‌ای که اسناد ارسال برای مستند کردن پیشامد ارسال استفاده می‌کند در زیر به خلاصه آمده است:

245شکل17- ضبط KDEها در زمان ارسال محصولات

9-6-8 . مدیریت پیشامد دریافت

سازمان‌هایی که محصولاتِ قابلِ ردیابی را دریافت می‌کنند و آنها را به موجودی خود اضافه کرده و به شرکای پایین دستی فرستاده و یا به عنوان محصولات ورودی در تغییر شکل استفاده می‌کنند. در زنجیره تأمین گوشت و مرغ، محصولاتی که اکثرا دریافت می‌شوند از اسناد ارسال استفاده می‌کنند، اما می‌تواند با استفاده از ASN الکترونیکی نیز دریافت شوند. علاوه بر اینکه، تأمین‌کنندگان محصولات قابل ردیابی را مستقیما با استفاده از فرآیندی به نام تحویل فروشگاهی مستقیم DSD تحویل می‌دهند.
9-6-9 . پیشامد دریافت با استفاده از اعلام ارسال از پیش (ASN)
در زنجیره تأمین گوشت و مرغ، یک بهترین عمل، فرستادن پیام ASN الکترونیکی است زمانی که محصول قابل ردیابی فرستاده شده و تأمین‌کننده می تواند جزییات ردیابی و داده‌های مدیریت موجودی را برای همه محصولات در حال ارسال فراهم کند. جزییات محصول در پیام الکترونیکی می‌تواند توسط دریافت‌کننده برای ایجاد KDE های پیشامد دریافت بصورت زیر استفاده شود:

246

برای هر SSCC، ASN شامل کمیت هر GTIN ای که توسط شماره سریال یا بهر/انباشته، تاریخ انقضا مشخص شده است. همچنین ممکن است ارسال از مکان توسط GLN شامل شود.
از تأمین‌کننده محصول، ASN دریافت می‌شود

مرجع هر KDE برای توزیع‌کننده‌ای که ASN را به جهت مستند کردن یک پیشامد دریافت استفاده می‌کند در زیر به خلاصه آمده است:

247شکل 18- ضبط KDE ها برای یک پیشامد دریافت با استفاده از ASN

9-6-10 . پیشامد دریافت با استفاده از اسناد ارسال

اطلاعات موجود در اسناد ارسال برای ایجاد KDE ها از پیشامد دریافت بصورت زیر استفاده می‌کند

249

مرجع هر KDE برای توزیع‌کننده‌ای که از ارسال برای مستند کردن استفاده می‌کند در زیر به خلاصه آمده است

248شکل 19- ضبط KDE برای پیشامد دریافت با استفاده از اسناد ارسال

9-6-11 . پیشامد دریافت با استفاده از تحویل مستقیم فروشگاهی

محصول قابل ردیابی می‌تواند توسط تأمین‌کننده محصول مستقیما به فروشگاه خرده فروشی و یا مرکز غذایی (رستوران) تحویل داده شود. این فرآیند، تحویل فروشگاهی مستقیم (DSD) نام دارد. وقتی تأمین‌کننده‌ای محصولی را مستقیما به فروشگاهی تحویل می‌دهد، تأمین‌کننده، مالکِ پیشامدِ دریافت می‌شود. این مالکیت معمولا به تأمین‌کننده اجازه می‌دهد که هم اطلاعات محصول و هم اطلاعات واحد تولیدی را بر پیشامد دریافت گزارش کند. اطلاعات در اسناد ارسال تأمین‌کننده برای ایجاد KDE های پیشامد دریافت بصورت زیر است

250

توجه: مالکیت همزمان تأمین‌کننده برای پیشامد دریافت و ارسال باعث کارایی اضافی در گزارش گیری پیشامد می‌شود چرا که عضو یکسان، مالک پیشامد دریافت و ارسال است. لذا، پیشامد ارسال نیازی به گزارش شدن ندارد در حالی که عضو یکسان، اطلاعات یکسانی در پیشامد ارسال دارد که برای پیشامد دریافت نیز گزارش می‌شود. با استفاده از DSD، تأمین‌کننده فقط نیاز به ضبط و گزارش پیشامد دریافت دارد که محصول قابل ردیابی ارسال و دریافت شده است در مکان مشخصی.

انبار میانی:

انبار میانی، مکان تحویلی است که پالت‌ها با یک یا چند محصول برای تحویل به هر فروشگاه توسط هر تأمین‌کننده شکل می‌گیرند. اما محصولات ابتدا به مراکز توزیع تحویل داده شده و سپس به فروشگاه منتقل می‌شوند (بدون اینکه پالت آنها تغییر کند). برخلاف DSD، جایی که مالک پیشامد دریافت، تأمین‌کننده باشد، مالک پیشامد دریافتِ انبار میانی، عضو دریافت‌کننده است و پیشامدهای دریافت و ارسال بهتر است برای تحویل کنندگان به انبار میانی ضبط و به عنوان پیشامدهای دریافت و ارسال معمولی گزارش شوند.
مرجع هر KDE برای تأمین‌کننده‌ای که پیشامد دریافت DSD را در فروشگاه خرده فروشی مستند می‌کند با گزارش‌های تولید به صورت زیر خلاصه می‌شود.

251شکل 20: ضبط KDE برای پیشامد دریافت دریافت با استفاده DSD

9-6-12 مدیریت پیشامد زوال

پیشامد زوال، پیشامدی است که محصول، یا خراب شده است و یا به دلیل اینکه برای مصرف مشکل داشته است اصلاح می‌شود. این پیشامد، باعث حذف محصول قابل ردیابی از زنجیره تأمین می‌شود و در واقع آخرین پیشامدی است که ضبط می‌شود.

9-6-13 . پیشامد زوال برای محصول قابل ردیابی

وقتی که سازمان‌ها تعیین می‌کنند که محصول قابل ردیابی می‌بایست از زنجیره تأمین به دلیل اینکه محصول ارزش اقتصادی ناکافی دارد و یا هر دلیلی مشکوک است حذف شود؛ داده‌ها به عنوان پیشامد زوال به جهت مستند کردن حذف محصول از زنجیره در پیشامد باز خوانی می‌بایست ضبط شوند. ضبط ID محصول ضروری است و ضبط شماره سریال بهر/انباشته به عنوان بهترین عمل پیشنهاد می‌شود. به دلیل اینکه، حجم محصول زوال شده در یک زمان و مکان محدود است، مالک پیشامد قادر خواهد بود برای هر بسته زوال شده، ID محصول و شماره سریال بهر/انباشته را ضبط کند.

253

مرجع هر KDE برای خرده فروشی که پیشامد زوال را مستند می‌‌کند در زیر خلاصه شده است.

252شکل 21- ضبط KDEها موقع زوال محصول قابل ردیابی

14- نتيجه‌گيری

پياده‌سازي استانداردهاي رديابي GS1 در زنجيره ارزش مواد غذايي، بهره‏وري دريافت بهينه شده و مديريت موجودي، آمادگي براي فراخواني سريع و دقيق، شفافيت جابجايي محصولات و دقت در سفارشات را بهبود مي بخشد. همچنين هزينه و زماني را كه صرف فرآيندهاي دستي مي‏شود را كاهش مي‏دهد كه در نتيجه، عملكرد سيستم را از طريق تغيير در فرآيندها افزايش داده و اطمينان و اعتماد مشتريان را بيش از پيش جلب مي‏نمايد.

نفت کد،پنجره ای به جهان شناسایی اقلام و مدیریت تامین کنندگان

چکيده

وجود كدينگ در فرآيندهاي وزارت نفت مي‌تواند نقش مؤثری در بهبود و تسريع كليه عمليات موجود ايفا نمايد. وزارت نفت به عنوان يك سازمان براي شناسايي اقلام مورد نياز و سفارش آنها به شكل صحيح و سريع نيازمند يك سیستم لجستیک به گونه‌ای است که بتواند به موقع نسبت به تأمین و پشتیبانی تمامي فعاليت‏هاي حوزه، اقدام نمايد. در اين راستا، كدينگ ابزاري است كه ضمن شناسايي اقلام، اطلاعات آنها را به شكل استاندارد شده‌اي در اختيار وزارتخانه قرار مي‌دهد تا وزارت نفت در تهيه هر قلم كالاي مورد نياز به راحتي داراي تنوع در انتخاب تأمين‌كننده و توليدكننده و مديريت فروشندگان باشد.
در اين مقاله نحوه شناسايي اقلام در وزارت نفت، كدگذاري با استفاده از ابزار ايران‌كد، امكانات فراهم‌شده براي كدگذاري تحت وب، امكان ژنريك‌سازي و ايجاد هم‌ارزي كدها و نحوه تعامل با مراكز كدگذار متعدد ذكر شده است. با پياده‌سازي نفت‌كد، اين وزارتخانه مي‌تواند اقدام به رديابي و رهگيري اقلام نمايد. در ابتدا سيستم كدينگ سابق نفت شامل سيستم كدينگ MESC تشريح و سپس مشكلات آن مطرح شده است. آنگاه فرآيند كدينگ تحت عنوان نفت‌كد بيان و در نهايت امكانات نرم‌افزاري «سامانه كدينگ محصولات نفت» تشريح و مقاله جمع‌بندي شده است.

 1-مقدمه

كدينگ و كدگذاري مفهومي است كه در دهه‌هاي اخير در كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه بسيار شنيده مي‌شود. آماري كه از نتايج پياده‌سازي كدينگ در سازمان‌ها، بنگاه‌ها و شركت‌ها ارائه مي‌شود در موارد بي‌شماري قابل باور نيست. با اين وجود اين آمارها حقيقي بوده و هر روزه مديران بيشتري براي شفافيت و يكپارچگي اطلاعات، لجستيك، مديريت سفارش، خريد، اموال، انبار، فروش و غيره از آن استفاده مي‌نمايند.
در ايران نيز از سال‌هاي پيش كدگذاري به شكل‌هاي متفرق در سازمان‌هايي كه تعاملات بین‌المللی يا حساس داشته‌اند مانند وزارت بهداشت و درمان، وزارت نفت، گمرك، صنايع نظامي و غيره وجود داشته اما متأسفانه اين كدها يكپارچه و هماهنگ نبوده و در بسياري از موارد جدي انگاشته نشده‌اند. در واقع هر سازماني بسته به نياز خود، يك روش منحصربه‌فرد را انتخاب و از آن استفاده نموده است.
با تحولي كه در روش‌هاي انتقال داده، فضاي مجازي، شكل‌گيري نظام يكپارچه اطلاعات و تغيير نوع ارتباطات پيش آمد و با توجه به رقابت جهاني در كسب بازارهاي بيشتر و حركت دنيا به سمت دهكده جهاني، مديريت اطلاعات و زنجيره تأمين در ابعاد كلان در ساختار دولت مطرح شد و در دستور كار اكثر سازمان‌ها قرار گرفت. وزارت نفت از ارگان‏هايي بوده كه براي مديريت فروشندگان، پيمانكاران و كالاها، اقدام به شناسايي و كدگذاري اقلام مورد نياز خود نمود.
شناسايي اقلام، تهيه و حفظ اطلاعات استاندارد و با كيفيت بسترساز اقتصاد مقاومتي است. در اقتصاد مقاومتي، بنا بر استفاده حداكثري از توان توليد داخلي است. براي رشد توليد داخلي، هم‌زباني استاندارد شده‌اي بين بخش توليد و مصرف ضروري است. پياده‌سازي كدينگ سازماني به مصرف‌كنندگاني مانند وزارت نفت اين امكان را مي‌دهد كه بدانند چه اقلامي را با چه نوع اطلاعاتي نياز دارند و اين اقلام توسط چه توليدكنندگان يا تأمين‌كنندگاني قابل ارائه است.

 2- تعاريف

مركز كدگذاری نفت: شرکت‌های تابع وزارت نفت براي یکپارچه‌سازی اطلاعات در زنجيره تأمين از كد MESC استفاده مي‌نمايند. اين کدها توسط مراكز مختلفي به ثبت می‌رسد كه با عنوان مراكز كدگذاري نفت در اين سند به آنها اشاره شده است.
اقلام EPC: همه اقلام موجود در نفت الزاماً داراي كد MESC نيستند. اطلاعات اين اقلام كه توسط تأمين‌كننده اصلي داراي ضمانت و تضمين هستند، ‌موجود نيست و با مطالعات ميداني توسط كارشناسان كدينگ شناسايي شده و به عنوان اطلاعات اين گروه كالاها درج شدند. اين اقلام در نفت تحت عنوان اقلام EPC معرفي شده‌اند.
كد دائم: به كدي اطلاق مي‏شود كه براي تمامي فيلدهاي اطلاعاتي اجباري مشخص شده در استاندارد كدينگ، داده (ارزش) قابل قبول وجود داشته باشد و استاندارد كدگذاري آن را تأیید كند و تأییدیه قسمت نظارت را اخذ نموده باشد.
كد موقت: به كدي كه دائم نباشد، كد موقت گفته مي‌شود. كد موقت يا فاقد داده (ارزش) قابل قبول براي يك يا چند فيلد اطلاعاتي اجباري مشخص شده در استاندارد است يا استاندارد كدگذاري آن را تأیید نمی‌کند يا كارشناسان نفت آن را تأیید نکرده‌اند.
نفت‌كد: به كدي اطلاق مي‏شود كه به كالاهاي موجود در زنجيره تأمين وزارت نفت تخصيص می‌یابد. اين كد بر مبناي ساختار نظام طبقه‌بندی ملي كالا و خدمات و در نرم‌افزاري كه براي پوشش نيازهاي شركتي وزارت نفت طراحي شده است، توليد مي‌شود. با توليد نفت‌كد، هر كالا در زنجيره تأمين اين وزارتخانه با يك كد منحصر قابل شناسايي بوده و برقراري تعامل تجاري يا هر گونه همكاري ديگر را بين شركت‌ها، مراكز و پيمانكاران مختلف آن تسهيل نموده و زبان مشترك مورد نياز را فراهم مي‌آورد.
اطلاعات پايه اقلام: اطلاعاتی از اقلام است که در چرخه عمر محصول ثابت بوده و طی عملیات زنجیره تأمین دچار تغییرات نمی‌شود. این اطلاعات مورد نیاز تمام عناصر زنجیره ‌تأمین‌‌ بوده و به عنوان زبان مشترک میان واحدهای مختلف منتشر می‌شود. چنین اطلاعاتی عموماً در خارج از چارچوب سیستم لجستیک تولید شده‌اند.
کلید کد: كدي است كه با دو رقم مربوط به كلاس شروع شده و به جايگاه نام‌ پايه تكميلي در ساختار طبقه‌بندي ملي اختصاص مي‌يابد. اين كد حداقل سه رقم و حداکثر هفت رقم دارد.
طبقه‌بندی: عبارت است از فرآيند تقسيم نظام‌مند اقلام به طبقات و زيرطبقات كوچك‌تر بر اساس تفاوت‌هاي آنها در مشخصه‌هاي از پيش تعيين شده به گونه‌اي كه اعضاي هر زيرطبقه داراي ويژگي‌هاي مشترك و مشابه يا كاربرد همساني باشند.
ساختار طبقه‌بندی: مطابق با استاندارد معنایی در ایجاد و توسعه ساختار، عبارت است از اطلاعات توصيفي درباره چيدمان، تقسيم‌بندي و گروه‌بندي اقلام در دفعات مكرر و سامان دادن گروه‌هاي كوچك در گروه‌هاي بزرگ‌تر در قالبي درختواره يا سلسله مراتبي.
نام پایه تکمیلی: نامی که مشخصات طیفی از اقلام را بر اساس سطحی از ساختار طبقه‌بندی در بر گرفته و طبق آن می‌توان به نام مصوب کالا دست یافت.
نام پایه: اصلی‌ترین و مهم‌ترین جزء نام یک کالا است. این واژه نزدیک‌ترین واژه‌ای است که مفهوم کامل یک کالا را در بر دارد.
نام مصوب: نامی است که بر اساس مشخصه‌های تعریف شده در الگوی وصف، ساخته شده و کالا را با ذکر صفت‌های آن معرفی می‌نماید.

3-روش شناسايی و پياده‌سازی

روش‌های استفاده شده در فرآيند شناسايي و كدگذاري براي كدينگ اقلام وزارت نفت را با توجه به اطلاعات و اقلام موجود مي‌توان به دو دسته تقسیم نمود. اين دو روش از نظر علمي تحت عنوان روش‌های کمی که در آنها از داده‏های کمّی در تحقیق استفاده می‏شود (تحقیقات میدانی) و روش‌های کیفی که در آنها از داده‏های کیفی (تحقیقات کتابخانه‏ای) استفاده می‏شود شناخته می‌شوند. بدين صورت اطلاعات بعضي از اقلام از اسناد و كاتالوگ‌ها قابل دسترس بودند كه از آنها براي شناسايي و دسته‌بندي اقلام استفاده شده است. اما همه اقلام موجود، داراي اطلاعات شفاف و قابل دستيابي نيستند. اقلامي وجود دارند كه در اسناد و كاتالوگ‌ها اطلاعات آنها يافت نمي‌شود. اقلامي وجود دارند كه راكد يا غير قابل شناسايي تشخيص داده شدهاند. اقلامي كه اطلاعات آنها مغشوش است و يا اقلامي كه داراي مشخصات ظاهراً يكسان (كه قاعدتاً بايد مشخص‌كننده يك قلم كالاي واحد باشند) هستند اما نامها و كدهاي متفاوت دارند؛ براي شناسايي اين اقلام بايد از روش‌هاي ميداني استفاده نموده و با مراجعه حضوري و پرسش از خبرگان و كارشناسان يا استفاده از ساير روش‌ها به اطلاعات آنها دست يافت.
در كدگذاري اقلام وزارت نفت از هر دو روش كتابخانه‌اي و ميداني استفاده شده است.

4- تاريخچه كدگذاری در وزارت نفت

وزارت نفت به علت تعاملات تجاري خارج از كشور و بین‌المللی ناچار به استفاده از يك سيستم كدگذاري بود تا بتواند در ارتباطات به راحتي تبادل اطلاعات نمايد و هر قلم كالا را با يك نام يا كد واحد سفارش داده، تهيه نموده و يا ارائه كند. سيستم كدگذاري SHELL كه تحت عنوان سيستم كدگذاري و استانداردسازي مواد و تجهيزات MESC شناخته مي‌شود، به علت سابقه همكاري ايران با اين شركت و نفوذ اين شركت در عرصه نفت و گاز، انتخاب شده و استفاده مي‌شد.
كدگذاري MESC توسط 5 مركز براي وزارت نفت انجام ميشد. هر مركز كدگذاراني داشت كه در مناطق مورد نياز براي كدگذاري (مناطقي كه اقلام مورد نياز تدارك، مصرف يا نگهداري ميشدند) مستقر بودند و اقدام به شناسايي وكدگذاري مي‌نمودند.

4-1 . سيستم طبقه‌بندی MESC

سيستم كدگذاري MESC سيستمي با 10 رقم است كه يك كالا را در حوزه تأمين و تدارك آن (در سطح بین‌المللی) يونيك مي‌نمايد. اين سيستم بر مبناي سيستم طبقه‌بندی شش رقمي شركت SHELL بنا شده است و تقريباً تمامي كشورهايي كه زماني اين شركت به عنوان طراح يا تأمين‌كننده با آنها همكاري داشته، از اين سيستم براي خريد و سفارش استفاده مي‌كنند.
سيستم كدگذاري MESC داراي سه سطح است: سطح طبقه‌بندی شده، سطح شناسايي قلم كالا و سطح نوع الويت تأمين يا نمودار كالا.
شكل كد MESC:
XX XX XX XXX X
نموداركالا شماره قلم گروه فرعي‌تر گروه فرعي گروه
سطح طبقه‌بندی شده در كد MESC شش رقم است كه دو به دو از سه طبقه تشكيل شده است. طبقه اول آن معرف گروه (Group) كالاها و داراي دو رقم است. اين كد دو رقمي از 01 شروع شده و تا 97 (قابل توسعه تا 99) ادامه دارد كه 98 گروه كالا را دسته‌بندي مي‏نمايد. به عنوان مثال:
– كد14 نشان‌دهنده گروه موتورهاي احتراقي (بغير از انگليس، اروپا و آمريكا) است.
– كد 89 معرف گروه مواد شيميايي است.
– كد 75 معرف گروه شيرآلات است.
هر گروه از كالاها خود دوباره به 100 گروه تقسيم شده‌اند كه داراي كد از 01 تا 99 است و طبقه دوم را در سيستم طبقه‌بندی SHELL تحت عنوان گروه فرعي «Sub Group» تشكيل داده‌اند. براي اقلام عمومي مانند اتصالات يا شير اين طبقه به كالاي مشخص اشاره می‌کند و در حوزه اقلام يدكي اين طبقه معرف سازندگان خاص هر گروه از كالاها است. به عنوان مثال:
– كد 40 در گروه 14 (موتورهاي احتراقي (بغير از انگليس،اروپا و آمريكا)) نشانگر شركت توليدكننده ISUZU است.
– كد 13 در گروه 89 (مواد شيميايي) نشانگر معرف‌هايي هستند كه با فرآيند Merox به دست آمده‌اند.
– كد 21 در گروه 75(شير آلات) معرف شيرهاي دروازه‌اي است.
هر گروه فرعي مجدد به 100 گروه طبقه‌بندی شده است كه طبقه سوم را در سيستم طبقه‌بندی SHELL تحت عنوان گروه فرعي تر(Sub Sub Group) تشكيل مي‌دهد. با اين طبقه‌بندی در واقع در هر گروه كالا مي‌توان ده هزار تنوع از آن گروه را مديريت نمود. گروه فرعي‌تر معمولا مشخصات دقيق تر از كالا را بيان می‌کند مثلا در حوزه اقلام عمومي مي‌تواند جنس، نوع اتصال و مواردي از اين قبيل را مشخص نمايد و در حوزه اقلام يدكي معرف مدل يا نوع كالا مي‌شود. به عنوان مثال:
– كد 144033 معرف موتور ديزل مدل 4BD1 شركت ISUZU است.
– كد 891352 نشانگر معرف UOP Merox براي ﻏﻠﻈﺖ‌ﺷﮑﻦ بنزين است.
– كد 752116 نشانگر شير دروازه‌اي برنز كلاس 200 است.
چنانكه در مثال‌ها مشخص است، سيستم طبقه‌بندی شش رقمي MESC با اين كه قادر به مديريت گروهي كالاهاي تداركاتي است اما نمي‌تواند كالا را در حوزه مربوطه يونيك نمايد.

4-2 Heading در سيستم كدگذاری MESC

9 رقم اول، در هر كد MESC يك سرفصل يا Heading را تشكيل مي‌دهد. سرفصل بيانگر شرح مبسوطي از چيستي كالا است. هر شرح از كالا در يك خط با ظرفيت 60 كاراكتر بيان مي‏شود و هر خط داراي كدي به نام نوع خط (Line Marker) است. نوع خط از شماره 01 تا 50 مي‌تواند در برگيرنده اطلاعات پايه كالا باشد. ممكن است همه اين خط‌ها براي يك كالا پر نشوند اما اين فضا براي شرح عمومي يك كالا اختصاص داده شده است.
به عنوان مثال:
– كد 144033000 معرف قطعات موتور ديزل شركت ISUZU است. در نوع خط كد 03 شرح زير درج شده است:
MODEL 4BD1, TYPE PC03. SER. NOS.206352,206659 & 206881
اطلاعات ديگري مانند مرجع كشور سازنده، شرايط خنك‌كنندگي، مدل قابل تعويض و ساير شرح‌ها به ترتيب در ساير نوع خطها ذكر شده تا نوع خط كد 27 شرح موتور تكميل شده است. اطلاعاتي كه پس از آن در نوع خطهاي كد 51 تا 70 درج شود مربوط به سرفصل‌هاي فرعي است كه در واقع نوعي تقسيم‌بندي اجزاي موتور از نظر فني است.
كدهاي 51 تا 70 نوع خط، به منظور درج اطلاعات مربوط به شماره قلم پيش‌بيني شده است. اطلاعاتي كه بيانگر سرفصل كوچكتري به نام سرفصل فرعي است و جزئيات بيشتري از كالا ارائه مي‌دهد. اين اطلاعات كه در برگيرنده اطلاعات پايه كالاي اصلي ارائه مي‌دهند. براي اين جزيات شماره قلم كه سه رقم است به 6 رقم طبقه‌بندی اضافه مي‌شود.
به عنوان مثال:
– كد 144033140 معرف قطعات بلوك سيلندر و بلوك سيلندر موتور ديزل شركت ISUZU است.
– كد 144033200 معرف قطعات محفظه چرخ دنده سيلندر موتور ديزل شركت ISUZU است.
اين اطلاعات مربوط به قسمت‌هاي اصلي يك موتور مشخص است نه اجزاي آن و اطلاعات Heading يا سرفصل محسوب می‌شوند كه هنوز به يك قطعه مشخص از موتور ديزل مورد نظر اشاره نداشته اما اطلاعات كلي را درمورد آن ارائه مي‌كنند. تا اين سطح در مورد اجزاي موتور و اينكه هر يك از اجزا چه نامي دارند يا داراي چه ويژگي‌هايي هستند، شرحي داده نشده است.
در شناسايي و كدگذاري اقلام، ابتدا سرفصل‌ها شناسايي می‌شوند. زيرا با يكبار شناسايي سرفصل و تكرار آن براي اجزا، مي‌توان تعداد زيادي از اقلام تشكيل‌دهنده آن را دسته‌بندي و شناسايي نمود.

4-3  شماره قلم يا شماره انحصاری قلم كالا

چنانكه ذكر شد سيستم طبقه‌بندی شش رقمي MESC نمي‌تواند كالا را در حوزه مربوطه يكتا نمايد. لذا براي پوشش نيازهاي تداركاتي دو سطح به آن اضافه شده و كد MESC به 10 رقم افزايش يافت. 3 رقم تحت عنوان شماره قلم (Item Name) و يك رقم به عنوان نمودار كالا كه مشخص‌كننده الزام تأمين آن است.
شماره قلم، اين امكان را فراهم می‌کند كه در هر گروه فرعي‌تر يك هزار قلم كالا قابل مديريت باشند. شماره قلم براي حوزه كالاي يدكي به اجزا و قطعات تشكيل‌دهنده آن اشاره مي‌نمايد و براي كالاهاي عمومي بيانگر سايز يا مشخصه متمايز آن است. شماره قلم در هر كد MESC به دو شكل سرفصل و شماره يكتاي قلم كالا كاربرد دارد. ابتدا با تخصيص عدد صفر در يك رقم يا دو رقم سمت راست (چنانكه شرح آن داده شد) با درج اطلاعات در كدهاي 51 تا 70 بخشي از موتور را معرفي ميكند. سپس به صورت يك عدد تكميل شده و با شرح اطلاعات در كدهاي 71 نوع خط به بعد، اختصاصاً يك قلم كالاي خاص را معرفي می‌کند.
در مثال ارائه شده براي موتور ديزل، شماره قلم 140 معرف بلوك سيلندر و اجزاي آن است اما شماره قلم 141 منحصراً لاينر بلوك سيلندر موتور مذبور است. در واقع كد 144033141 معرف لاينر بلوك سيلندر موتور ديزل شركت ISUZU است كه شرح موتور آن در کدهاي 01 تا (حداكثر) 50، شرح بلوك سيلندر آن در كدهاي 51 تا (حداكثر) 70 و شرح خود قطعه در كدهاي 71 تا (حداكثر) 99 درج شده است.
همچنین كد 144033205 «ايل سيل عقب ميل لنگ محفظه چرخ دنده تايمينگ» موتور مزبور است كه اطلاعات موجود در كد نوع خط 71 به بعد براي اين كد MESC مربوط به اين ايل سيل است و بدين ترتيب كد MESC به شرح دقيق كالا می‌رسد و آن را يكتا می‌کند. دو مثال ديگر:
– كد 891352840 نشانگر معرف UOP Merox براي ﻏﻠﻈﺖ‌ﺷﮑﻦ بنزين است. اطلاعات سرفصل اين ماده شيميايي در نوع خط‌هاي مختلف تا شماره 07 توضيح داده شده است. طبيعي است كه نداشتن شرح بيشتر يا اجزاي بيشتر منجر به اين شده كه به راحتي با ارجاع به نوع خط 71 و معرفي كد 891352843 با ارائه شرح نهايي به صورت IN MOST ECONOMICAL PACK
كالا يكتا شود.
– كد752116150 نشانگر شير دروازهاي برنز كلاس 200 توپيچ است. شرح اين كالا به شكل سرفصل شامل وضعيت ساقه از نظر جنس و نوع اتصال، مكانيزم قطع و وصل آن كه ديسكي است، وضعيت بونت، بدنه، استاندارد جنس‌هاي استفاده شده و شرايط كاري كه مناسب براي عملكرد تحت فشار و ساير اطلاعات مورد نياز تا نوع خط 10 تكميل شده است سپس، مستقيماً با ارائه سايز هر شير در نوع خط‌هاي 71 به ثبت كد يكتا پرداخته است مثلاً كد752116152 معرف سايز 4/1 اينچ و 752116153 معرف سايز 8/3 اينچ اين شير است و بدين شكل كالا يكتا شده است.
با توجه به مثال‏هاي فوق، طبيعي است كه بسته به نوع كالا و شرح مورد نياز براي يونيك‌سازي آن ممكن است نيازي به پر كردن همه نوع خطها نباشد.

4-4  نمودار كالا يا كد الويت‌بندی تأمين

آخرين رقم در كد MESC، «نمودار كالا» است و اهميت كالا را در الويت‌بندي تأمين، مشخص مي‌نمايد. اين كد از عدد 1 تا 9 تشكيل شده كه شامل موارد زير است:

  •  اقلام عمومي ساخت خارج(1)
  •  اقلام عمومي و يدكي ساخت داخل(2)
  •  اقلام يدكي ساخت خارج(3)
  •  اقلام موقت(4)
  •  اقلام مرجعي(5)
  •  اقلام غير استاندارد(6)
  •  اقلام جايگزين(7)
  • اقلام تعميري(8)
  • اقلام تعميري(8)
  • اقلام تحت بررسي(9)كد نمودار كالا سبب مي‌شود تا سفارش‌دهندگان و مصرف‌كنندگان با توجه به آن تصميمات لازم را اتخاذ نمايند. به عنوان مثال اقلام عمومي ممكن است بر حسب استاندارد در همه حوزه‌هاي كاري قابل استفاده باشند يا اقلام تعميري به عنوان قطعه يدكي يك دستگاه، بايد همواره آماده باشند تا در صورت پيشامد مشكل، دستگاه متوقف نشده و سريعاً تعمير شود.
    كد MESC علاوه بر اين ارقام از حروف استانداردي مانند I، S، C و غيره استفاده ميكند كه نشانگر قابل سفارش بودن يا نبودن، حياتي بودن يا نبودن و مواردي نظير آن است.
    طبق اطلاعات بيان شده، كد نمودار كالاي 1 همراه با حرف انگليسي S كه به شكل 1S نمايش داده مي‌شود، معرف قلم كالاي عمومي استاندارد است كه داراي مصرف مداوم است. بنابراين موجودي آن در انبار بايد همواره بين يك حداقل و حداكثر حفظ شود. به عنوان مثال:
    – كد C1440331413 معرف كيت لاينر بلوك سيلندر موتور ديزل ISUZU است كه قلم يدكي داراي مصرف مستمر است و بايد همواره در انبار موجود باشد.
    – كد S8913528431 نشانگر معرف UOP Merox براي ﻏﻠﻈﺖ‌ﺷﮑﻦ بنزين است كه ساخت خارج و داراي مصرف مستمر است و بايد همواره در انبار موجود باشد.
    – كد S7521161521 معرف شير دروازه‌اي برنز كلاس 200 توپيچ (با شرح مبسوط آن در MESC) سايز 4/1 اينچ است كه قلم عمومي ساخت خارج و داراي مصرف مستمر است كه بايد همواره در انبار موجود باشد.
    در سيستم كدگذاري MESC پيش‌بيني شده است كه يك قلم كالاي مشخص بيش از يكبار كد دريافت نكند و چنانچه اطلاعات يك كالا بيش از يك بار وارد سيستم شود، سيستم به شكل خودكار اطلاع مي‌دهد كه اين كالا قبلاً كد داشته و كد آن ارائه مي‌شود.

5- مشكلات سيستم MESC

اين سيستم با همه قابليتي كه در پوشش تنوع كالاهاي مورد نياز سازمان گاز، نفت، پتروشيمي و پخش و پالايش دارد، يك سيستم كدينگ مربوط به دهه 70 محسوب مي‌شود و داراي معايب متعددي است. يك قطعه با ماهيت و مشخصات فني كاملاً مشخص مي‌تواند در گروه‌هاي مختلف كد دريافت نمايد. به عنوان مثال يك پيچ يكبار در گروه 76 و به عنوان يك كالاي عمومي كد دريافت می‌کند و همان پيچ بار ديگر در گروه 45 به عنوان قطعه يكي از اجزاي اتومبيل اروپايي.
وجود كدهاي متفاوت براي يك قلم كالا سبب مشكلات انبارداري، دسترسي سخت و صرف هزينه بيشتر در تأمين كالا مي‌شود. ممكن است يك كالا با كد مشخص در حالي سفارش خريد و تأمين داشته باشد كه در انبار با كد ديگري موجود است. در اين ميان بايد به زمان تأمين كالا و خسارات ناشي از انتظار براي تأمين و نگهداري آن نيز اشاره نمود.
شرکت‌های كدگذار مختلف و تفاوت ديدگاه در كارشناسي اطلاعات اقلام كالا نيز، در توليد کدهاي متنوع براي يك قلم كالاي مشخص موثر بوده‌اند كه سبب شناسايي متفاوت و ايجاد كدهاي مختلف براي يك قلم كالاي خاص شده است.

6- وزارت نفت و ايران‌كد

تغيير تكنولوژي اطلاعات و مطرح‌شدن فناوري اطلاعات در همه حوزه‌ها، نياز به يكپارچگي اطلاعات در سطح شرکت‌های گاز، نفت، پتروشيمي و پخش و پالايش و نيز نياز به تعامل با تأمين‌كنندگان و توليدكنندگان داخلي و خارجي كه الزاماً از کدهاي MESC استفاده نمي‌نمايند، وزارت نفت را بر آن داشت كه سيستم كدگذاري جديدي را انتخاب نمايد. اين سيستم بايد با توجه به نيازمندي‌هاي شركت‌هاي وزارت نفت تهيه شده و مالكيت آن در اختيار اين وزارتخانه قرار گيرد تا با عوض شدن تأمين‌كنندگان و توليدكنندگان نيازي به تعويض سيستم كدگذاري براي يكپارچگي كالا نباشد. در ضمن اين سيستم بايد قابليت يكتا نمودن قلم كالا را با توجه به ماهيت آن داشته باشد تا يك قلم كالاي تجاري با مشخصات فني معلوم (استاندارد) بتواند با يك كد منفرد و منحصربه‌فرد شناسايي شود.
نظام طبقه‌بندی ملی کالا و خدمات ایران، داراي ساختار علمي و كاربردي است كه چندين سال در حوزه‌هاي مختلف نيازهاي اطلاعاتي سازمان‌ها را مرتفع كرده و به تدريج كامل‌تر شده است. اين ساختار قادر به كدگذاري كالا و خدمت در حوزه‌هاي مختلف با اهداف گوناگون مانند مديريت انبارداري، خريد، توليد، تأمين و تداركات، رديابي و غيره است.
يكي از توانايي‌هاي نظام طبقه‌بندی ملی کالا و خدمات ایران، ژنريك‌سازي اقلام است. ژنريك‌سازي به معني شناسايي اقلام بر اساس ماهيت آن و مشخصات استاندارد است. با اين رويكرد اقلام استانداردي مانند پيچ‌ها، زانويي‌ها، پمپ‌ها، بلبرينگ‌ها، سوئيچ‌ها و غيره بر اساس شماره استاندارد و نام يا مدل درج شده در استاندارد مزبور تفكيك و شناسايي می‌شوند. مشخصات قلم كالا مطابق مشخصات مندرج در استاندارد ذكر شده براي شماره قلم كالا( كه توسط سازندگان به عنوان استاندارد مرجع، مورد استناد قرار مي‌گيرد) است. اين اقلام با توجه به مشخصات استانداردي كه دارند توسط مصرف‌كنندگان (كه معمولا توليدكننده كالاي بزرگتري هستند) انتخاب و استفاده می‌شوند بنابراين، يك قلم كالاي استاندارد مي‌تواند عملكرد مشابه‌اي را در كاربردهاي گوناگون صنايع مختلف داشته باشد. نظام طبقه‌بندی ملی کالا و خدمات ایران ضمن آنكه قابليت كدگذاري اين اقلام را براساس كاربرد دارد، مي‌تواند اين كالاها را بر اساس شماره استاندارد و شماره مدل استاندارد مديريت نمايد. اين قابليت به اعضا كمك می‌کند تا چنانچه در تأمين يك قلم كالاي استاندارد دچار مشكل شدند از اينكه چه قلم كالاهاي ديگري با چه شماره استانداردي مي‌تواند عملكرد قلم كالاي مورد نظر آنها را ايجاد كند، مطلع شوند. وجود چنين اطلاعاتي صرفه‌جويي عظيمي را براي وزارت نفت با تأمين به موقع و صحيح اقلام و عدم خواب تجهيزات و خط، به همراه دارد.
ارائه ساختار نظام طبقه‌بندی ملی کالا و خدمات ایران به وزارت نفت در سطح مديران كل و شرح توانمندي‌هاي آن، در نهايت موجب شكل‌گيري يك همكاري چند جانبه بين اركان اين وزارت و مركز ملي شماره‌گذاري كالا و خدمات ايران شد.

7- تحويل‌گيری بانک‌های اطلاعاتی MESC و EPC

اقدام اول در هر حوزه كدينگ، شناسايي صحيح اقلام و تأمين‌كنندگان هر قلم كالا است. در خصوص استقرار سيستم نفتكد كه تغيير بزرگي در سطح وزارتخانه محسوب ميشد و طبق روال متداول هر تغيير، مسائل، نتايج و پيامدهاي خاص خود را داشت، حساسيت در شناسايي صحيح اقلام، بيشتر نمود پيدا مي‌كرد. براي جلوگيري از مشكلات ناخواسته لازم بود تا تمامي اطلاعات كالا و كدهايي كه در سيستم MESC توليد شده و استفاده مي‌شدند، بررسي شده و با نفتكد متناظر شوند تا با ارائه كد جديد، اطلاعاتي كه از قبل در سيستم وجود داشته بي‏هويت و غير قابل ارجاع نشوند.
در گام اول شناسايي به ناچار، تمامي اطلاعات ثبت شده در قالب اطلاعات كتابخانه‌اي و کدهاي MESC از نفت دريافت و مورد پالايش اطلاعاتي قرار گرفت. در اين پالايش اطلاعاتي، تمامي كدهاي MESC كه در سطح چهار شركت گاز، نفت، پتروشيمي و پخش و پالايش توسط مراكز كدگذاري نفت ايجاد شده بود، مطالعه و بررسي شد. از انطباق اطلاعاتي كه در نوع خط‌ها براي اقلام مختلف درج شده بود و نيز با استفاده از تطبيق كدهاي گروه و گروه فرعي، وجود كدهاي MESC مختلف براي اقلام كاملاً مشابه تأیید شد. اين كدهاي متفاوت گاهي توسط مراكز مختلف ايجاد شده و گاهي توسط يك مركز ايجاد شده بود. اين اطلاعات با درج كد MESC، نام مركز كدگذار و حوزه كاربردي ثبت شدند تا در مراحل بعد قابل استناد باشند.
اين بخش از كار (كه خود با توجه به تعداد كدهاي MESC و حجم نوع خطهاي حاوي اطلاعات، بزرگ و گسترده بود) بخش راحتتر در شناسايي محسوب ميشد زيرا متأسفانه تمامي اطلاعات نفت به شكل كدهاي MESC موجود و در دسترس نبودند. اقلام فاقد كد MESC (كه تعداد آنها نيز بسيار زياد بود) تحت عنوان اقلام EPC شناخته مي‌شدند. كسب اطلاعات شناسايي اين اقلام از مطالعات ميداني به دست آمده و با حضور كارشناسان مركز ملي، كارشناسان وزارت نفت و گاهي كارشناسان متخصص توليدكنندگان با سابقه، مورد پايش قرار گرفت تا اقلام به شكل صحيح شناسايي شده، اطلاعات تكراري، نامشخص و اشتباه، از اطلاعات مورد تأیید جدا شده و اقلام فاقد اطلاعات تفكيك شوند.
با بررسي اطلاعات، اقلام EPC كه بايد كد دريافت مي‌كردند از اقلام غير ضروري و زائد جدا شدند. همچنین مقرر شد اقلامي كه بايد كد دريافت مي‌كردند اما اطلاعات آنها موجود نبود (با روش‌هاي كارشناسي) تا حد امكان شناسايي شده و كدگذاري شوند. براي اين كار اطلاعات ميداني به دست آمده، مبناي تصميمگيري قرار گرفته و براساس اين اطلاعات و جستجوي مدل قلم كالا و شماره فني آن در منابع معتبر جهاني مانند استانداردها، كاتالوگ سازندگان معتبر و مباحث كارشناسي، شرح اطلاعاتي قابل قبول (تا حد امكان) براي آنها تهيه شد. با توجه به شرح به دست آمده يك كد MESC به كالاي EPC تخصيص داده شد كه اكثراً فقط به گروه كالا يا گروه و گروه فرعي‌تر (حداكثر 6 رقم سمت چپ كدهاي MESC) اشاره مي‌نمود.
اطلاعات به دست آمده در قالب كد MESC، انبار يا محل مركز كدگذاري و حوزه كاربردي ثبت شدند تا در مراحل بعد قابل استناد باشند.
بدين ترتيب كارشناسان كدگذاري دو گروه اطلاعات در اختيار داشتند. اطلاعات نسبتاً شفاف ناشي از پالايش كدهاي MESC و اطلاعات ناشي از مطالعات ميداني و مباحث كارشناسي براي اقلام EPC كه مرجع تصميم‌گيري براي تخصيص كد، طبق ساختار نظام طبقه‌بندی ملی کالا و خدمات ایران قرار گرفتند.

8- فرآيند ايجاد نفت‌كد

در اين بخش از مقاله فازهاي ايجاد نفت‏كد به تفكيك شرح داده مي‏شود.

8-1 . فاز اول: ايجاد نفت‌كد منطبق با ساختار نظام طبقه‌بندی

فاز اول شامل 5 مرحله اصلي به شرخ ذيل مي‏باشد.

مرحله اول: انتخاب نام پايه تكميلی

در اين مرحله اطلاعات هر كد MESC با يك نام پايه در ساختار ايران‌كد متناظر ميشود. براي اينكار از مطالعات كتابخانه‌اي اطلاعات موجود در كد MESC و ساختار طبقه‌بندی آن استفاده شده و با استفاده از اطلاعاتي كه براي هر كد درج شده است، چيستي كالا درك شده و كاربردي بودن يا عمومي بودن آن مشخص مي‏شود و سطح طبقه‌بندی و نام پايه آن در ساختار نظام طبقه‌بندی به دست ميآيد. نتيجه اين فعاليتها انتخاب يك نام پايه تكميلي به ازاي هر كد MESC بود.
براي اقلام EPC اطلاعات به صورت شرح به دست آمده از مطالعات ميداني و مباحث كارشناسي، مبناي كارشناسي نام پايه قرار گرفتند. اطلاعات اين اقلام نيز كه به شكل گروه، گروه فرعي و گروه فرعي‌تر كد MESC (بين دو تا شش رقم كد MESC) ثبت شده است كه مطابق رويه اقلام داراي كد MESC با نام پايه تكميليهاي ساختار طبقه‌بندی متناظر شده و براي هر قلم كالاي MESC يك نام پايه تكميلي در ساختار ايران‌كد انتخاب شده است.
نام پايه انتخابي توسط ناظر ساختار كنترل ميشود تا در صورت صحت به مرحله بعد برود و در صورت انتخاب اشتباه عودت داده شود.
به عنوان نمونه كد MESC 2783183145 معرف بوش ايل پمپ موتور ديزل عام است كه بايد در كلاس 64 قطعات موتورهاي احتراق داخلي مديريت شود. نام پايه مورد نظر نيز بوش خواهد بود.
مرحله دوم: انتخاب عناصر الگوي وصف و ارزشدهي به آنها
در اين مرحله اطلاعات به دست آمده از کدهاي MESC يا شرح كارشناسي، اقلام EPC دمونتاژ مي‌شود. از اطلاعات دمونتاژ شده، عناصر و ارزشهاي مورد نياز جهت كدگذاري منطبق با كد ملي، استخراج و مورد استفاده قرار مي‌گيرد. اطلاعات استخراجي توسط ناظر كنترل مي‌شود تا در صورت صحت به مرحله بعد برود و در صورت انتخاب اشتباه، عودت داده شود.
به عنوان مثال در اطلاعات كد MESC 2783183145 جنس بوش، نحوه اتصال و شماره فني آن قابل شناسايي هستند ضمن آنكه كاربرد بوش كه ايل پمپ يك موتور ديزل است با نام تجارتي و مدل موتور ديزل و مدل ايل پمپ مشخص است. تمامي اطلاعات ذكر شده در قالب عناصر جنس، نحوه اتصال، شماره فني، كاربرد و شماره مدل محصول نهايي، قابل دسته‌بندي و ارزش‌دهي هستند.

مرحله سوم: نظارت

در اين مرحله تمامي مراحل طي شده از انتخاب نام پايه تكميلي تا انتخاب عناصر و ارزشدهي كه به شكل فيلدهاي اطلاعاتي پرشده قابل رويت هستند، كنترل می‌شود تا اطلاعات ايجاد شده با اطلاعات دريافتي يكسان بوده و كالا صحيح معرفي شده باشد. در صورت صحت اطلاعات، كد تأیید شده به مرحله بعد مي‌رود در غير اينصورت كد با درج پيغام، به مرحله كارشناسي عودت مي‌شود.

مرحله چهارم: اعمال استاندارد

ارزش‌هاي وارد شده و اطلاعات درج شده بايد يك سري دستورالعمل‌هاي نوشتاري، ترجمه و درج ارزش را رعايت كرده باشند تا داراي كيفيت داده مطلوب براي ايجاد بانك اطلاعاتي شوند. اين استانداردها اكثراً تحت وب بوده و خودبخود كنترل ميشوند اما مقادير عددي ارزشها و منطبق‌بودن آنها با مقادير منطقي عنصر ارزشدهي شده معمولاً دستي و با نظارت كارشناسان انجام ميشود تا در صورت تأیید به مرحله بعد برود و در غير اينصورت به مرحله نظارت عودت ميشود. به عنوان مثال مقدار عددي براي وزن يك قطعه كوچك كه واحد آن گرم انتخاب شده است بايد به صورت كارشناسي و دستي كنترل شود اما درج صحيح علامت گرم (g) به صورت نرمافزاري كنترل مي‌شود.

مرحله پنجم: ايجاد كد نفت

اطلاعاتي كه چهار مرحله فوق را طي كرده و شكل رايج يك كد ملي را يافته است به عنوان يك كد نفت ذخيره مي‌شود تا پس از دريافت تأیید كارشناسان وزارت نفت به شكل كد تأیید شده يا «نفتكد» ثبت شود.

8-2 . فاز دوم: تهيه و ارائه نرم افزار نفت‌كد منطبق با نيازهای وزارت نفت

نرم‌افزاري به نام «سامانه كدينگ محصولات نفت» كه يك سامانه كدگذاري داخلي يا شركتي محسوب مي‌شود، منطبق با نيازمندي‌هاي وزارت نفت تهيه شده است. اين نرم‌افزار به كاربران وزارت نفت اين امكان را ميدهد كه طبق نيازهاي داخلي خود كدهاي دريافتي را مشاهده و رصد كنند. همچنين براي اقلام تداركاتي جديد تصميم‌گيري نمايند تا اگر اطلاعات آنها در بانك موجود و يك كد تكراري محسوب می‌شوند، همان كدها به شكل صحيح به آنها تخصيص يابد و اگر داراي اطلاعات جديد هستند، كدهاي جديد و متناسب ايجاد شود.

اين نرم‌افزار دارای شش منو به شرح زير است:

  • درخواستها
  •   گزارشها
  • شناسايی و كاتالوگ‌ سازی
  • امكانات
  •   اطلاعات پايه
  •   تنظيمات

كاربران براي استفاده يا كار با اين سامانه بايد با نام كاربري خود وارد سيستم شوند.

منوی درخواستها

در اين منو كاربري كه مسئول درج اطلاعات و ايجاد كد است اطلاعات را وارد مي‌نمايد. هر كد ايجادي به شكل خودكار وارد سيستم مراكز كدگذاري نفت مي‌شود كه توسط يك سرپرست بين كارشناسان ناظر تقسيم و چنانچه توسط آنها تأیید شود به عنوان كد نهايي وارد بانك اطلاعاتي سيستم ميشود.

منوی گزارشها

همه گزارش‌هاي مورد نياز يك سازمان در اين قسمت قابل انجام است به عنوان مثال وزارت نفت مي‌تواند بر حسب كد MESC، نفت‌كد، اطلاعات پايه اقلام يا هر نوع اطلاعات ديگر گزارش دريافت كند. اين قسمت به گونهاي طراحي شده است كه سازمان به هر شكل كه نياز داشته باشد به يك قلم كالاي خاص يا اطلاعات پايه آن دست يابد.

منوی شناسايی و كاتالوگ‌سازی

براي ايجاد يك كد به شكل سريع زماني كه از صحت اطلاعات آن اطمينان وجود دارد از اين منو استفاده ميشود. در اين منو فرآيند كدگذاري به شكل يكپارچه و يك مرحله‌اي انجام و كد صادر مي‌شود و در بانك قرار مي‌گيرد. ايجاد دسترسي براي سرپرست‌هاي مراكز كدگذاري نفت در اين قسمت سبب شده تا در موارد خاص قادر به ايجاد كد فوري باشند. لازم به ذكر است همه كارشناسان به اين قسمت دسترسي ندارند.
البته اين قسمت در اصل براي سازمان‌هايي پيش‌بيني شده است كه داراي چندين مركز كدگذاري نيستند و پيچيدگي تأیید كد را با سازوكار وزارت نفت ندارند.

منوی امكانات

در خصوص هر كد يك سري امكانات ممكن است لازم باشد مثل آنكه اين اطلاع وجود داشته باشد كه قلم كالا مربوط به چه تجهيز يا دستگاهي است يا از چه اقلامي تشكيل شده است. امكاناتي از اين قبيل در اين قسمت براي كاربر و سازمان فراهم شده است. درخت سيستم، هم‌ارزي عملكردي يا اطلاعاتي يك كد با ساير كدها، اصلاح يا تكميل اطلاعات يك كد (مانند اضافه كردن نام مصرف‌كنندگان يا تأمین‌کننده، تصوير، استانداردها، كدهاي برون‌سازماني مانند GS1، ايران‌كد و غيره) در اين قسمت امكان‌پذير است.
هم‌ارزي كدها اصل مهم در پياده‌سازي كدينگ سازماني است كه سبب مي‌شود نفت‌كد هر قلم كالا به تمامي كدهاي ملي، بین‌المللی، MESC، شماره فني و غيره متصل باشد. همچنین به نفت‌كد اقلامي كه از نظر عملكرد و مشخصات فني مي‌توانند جايگزين قلم كالاي مورد نظر باشند.

منوی اطلاعات پايه

اطلاعاتي كه در قسمت ايجاد كد، شناسايي و كدگذاري، و يا اصلاح و تكميل اطلاعات يك كد، مورد استفاده قرار مي‌گيرند از بانک‌های اطلاعاتي استخراج می‌شوند. در واقع در حد امكان نبايد هيچ اطلاعاتي دستي وارد شود تا جلوي خطاي انساني گرفته شده به حداقل برسد.
ايجاد بانک‌های اطلاعاتي در منوي اطلاعات پايه صورت مي‌گيرد. ورود اطلاعاتي از قبيل نام كشورها، بانك اطلاعاتي كشورها، بانك استانداردها، موقعيت شركتها و سازمان‌ها و مورادي از اين دست در اين قسمت است.

منوی تنظيمات

تنظيمات مربوط به نرم‌افزار مانند ايجاد يا تغيير كلمه عبور و رمز، مديريت كاربران و ايجاد دسترسيها و مواردي از اين دست در اين قسمت قرار مي‌گيرند.
8-3 . فاز سوم: اخذ تأییدیه از وزارت نفت
اين فاز شامل دو مرحله اصلي مي‏باشد كه عبارتند از:
مرحله اول: بررسي كدها توسط كارشناسان نفت
كدهاي ايجاد شده در قالب فايل هايي حاوي كدهاي دائم و موقت (فايل offline) به كارشناسان نفت ارجاع مي‌شود تا پس از مطالعه و بررسي اعلام نظر نمايند. كدهاي ايجادي داراي دو وضعيت هستند:

  •   كدهايی كه عناصر الگوی وصف آنها به شكل كامل ارزشدهی شده است. اين كدها اصطلاحاً كد دائم هستند كه به عنوان نفتكد در بانك اطلاعاتی قرار می گيرند.
  •   كدهايي كه اطلاعات آنها كامل نيست يعني عناصر الگوي وصف آنها كامل ارزشدهي نشده است. اين كدها اصطلاحاً كد موقت هستند كه تا تكميل اطلاعات آنها از سوي وزارت نفت در مرحله كارشناسي باقي مي‌ماند.

از آنجا كه ممكن است براي يك كالا، بيش از يك كد در ساختار پيشين وجود داشته باشد يا برعكس يك كد، به بيش از يك كالا تخصيص يافته باشد؛ در اين مرحله بايد تمامي مراكز كدگذاري نفت نظر خود را اعلام نمايند. ممكن است نظر مراكز مختلف با هم يكسان نباشد و يك مركز كدي را قبول كند اما مركز ديگر براي همان كد ادعا نمايد كه با محصول مورد نظر وي مطابقت ندارد. دريافت تأییدیه نفت طي چندين مرحله انجام مي‌شود (البته اكنون اين فرآيند خاتمه يافته است).
فايل تأییدیه و نظرات دريافتي از نفت، داراي چهار حالت تكميل اطلاعات كدهاي موقت، تأیید، حذف و ويرايش است.
مرحله دوم: كارشناسي و اعمال پيشنهادات نفت
نظرات ارائه شده توسط كارشناسان نفت در قالب بررسي فايل‌هاي offline توسط كارشناسان طبقه‌بندی بررسي مي‌شود. اطلاعات دريافتي داراي دو حالت است يا مربوط به كدهاي دائم مي‌شود يا كدهاي موقت كه هر يك جداگانه بررسي می‌شوند:

الف) كدهای دائم

كدهاي دائم داراي سه حالت تأیید، حذف و ويرايش است كه به شكل زير اعمال می‌شوند.
حالت 1: چنانچه كدهاي ايجاد شده مورد قبول تمامي مراكز كدگذاري وزارت نفت باشند، كد دائم به عنوان كد تأیید شده در سيستم باقي مي‌ماند.
حالت 2: در صورتي كه تمامي مراكز كدگذاري نفت درخواست حذف كد را داده، كد از سيستم حذف مي‌شود و در آرشيو سيستم حفظ می‌شود.
حالت 3: در صورت تكميل اطلاعات يا تغيير اطلاعات كد، درخواست ويرايش صورت ‌مي‌گيرد. براي ويرايش حالات زير اتفاق خواهد افتاد:
• اعمال تغييراتي كه باعث تغيير ماهيت كد در سيستم نشود (مانند افزودن مشخصات فني) كه در اين وضعيت كد دائم در وضعيت سابق خود در بانك باقي مي‌ماند و ويرايش صورت مي‌گيرد.
• چنانچه ويرايش درخواستي منجر به تغيير كد شود (مانند تغيير مراجع، الگو و ارزش و يا حتي نام پايه)، كد دائم ايجاده شده توسط واحد IT حذف و از سيستم خارج شده و كد دائم جديد با مشخصات خواسته شده توليد مي‌شود.
• ممكن است تنها يكي از مراكز كدگذاري درخواست ويرايش يك كد را (كه سبب تغيير ماهيت كد مي‌شود) داشته باشد در حاليكه ساير مراكز، كد مورد نظر را با همان اطلاعات تأیید كرده باشند. در اين صورت ارتباط كد مورد نظر براي مركزي كه درخواست ويرايش دارد قطع مي‌شود و براي مركز مزبور يك كد جديد با مشخصات مورد نظر ايجاد مي‏شود و كد اصلي (بدون تغيير) براي ساير مركز در وضعيت سابق خود در بانك باقي مي‌ماند.

ب) كدهای موقت

كدهاي موقت داراي دو حالت تكميل اطلاعات يا فاقد اطلاعات است كه به شكل زير اعمال می‌شوند.
• در صورتي كه اطلاعات الگوي وصف كالا از طريق مطالعات ميداني مجدد و بررسي كارشناسي قابل دستيابي باشد، كد موقت تكميل و نواقص آن برطرف شده و كد موقت، به كد دائم تبديل مي‌شود.
• اگر كالا فاقد اطلاعات است در اينصورت با اطلاعات موجود از سيكل تبديل به كد دائم خارج شده و در آرشيو سيستم ذخيره‏سازي مي‌شود تا در صورت نياز قابل استفاده باشد.
با دريافت تأیید براي كدهاي دائم، فرآيند ايجاد نفتكد براي اين كدها اتمام می‌یابد. اما متأسفانه تعداد زيادي كد موقت در سيستم باقي مانده است كه هنوز اطلاعات آنها تكميل نشده و در آرشيو سيستم ذخيره شده‌اند.

9- نتيجه گيری

كدينگ شركتي يكي از مهمترين نيازهاي سازماني در سازمان‌ها و شركت‌هاي بزرگ محسوب ميشود كه اطلاعات و دادههاي اقلام آنان را استاندارد و با كيفيت می‌کند. ضمن آن كه تنها با پياده‌سازي سيستم كدينگ است كه مي‌توان اقدام به رديابي و رهگيري اقلام كرد.
شناسايي، كدينگ، رديابي و رهگيري ابزارهايي است كه يك سازمان براي حيات و رقابت به آنها نياز دارد. شناسايي و كدينگ، سازمان را قادر مي‌سازد تا لجستيك اقلام را مديريت كرده و در سفارش به تأمين‌كنندگان يا توليدكنندگان حق و تنوع انتخاب داشته باشد. با پياده‌سازي اين سيستم سازمان‌ها ناچار به سفارش مدام به يك تأمين‌كننده يا توليدكننده خاص و پيروي از شرايط او، نيستند.
اطلاعات صحيح و با كيفيت كه در سايه شناسايي و كدينگ بوجود مي‌آيند به سازمان اين امكان را مي‌دهد كه بنا به صلاحديد و نياز خود با هر تأمين‌كننده يا توليدكننده‌اي كه مطابق با ضوابط وي همكاري می‌کند، مشاركت نمايد. همچنین اطلاع از شرايط اقلام سفارشي و شناسايي صحيح آنها، امكان شناسايي تأمين‌كنندگان و توليدكنندگان داخلي و استفاده از ظرفيت آنها را فراهم مي‌نمايد كه راهكار بسيار ارزنده‌اي جهت تحقق اقتصاد مقاومتي مي‌باشد.
با راه‌اندازي سيستم‌هاي رديابي و رهگيري، سازمان‌ها مي‌توانند اطلاع دقيقي از موجودي و گردش اقلام خود در اختيار داشته باشند. اين مسئله در كنترل‌هاي آماري و گزارشات مورد نياز سازمان‌ها راهگشا است. انواع كنترل آمار موجودي، توليد، سفارش، تعهدات مالي، آمارهاي اقتصادي و غيره بر پايه رديابي و رهگيري امكان‌پذير است.
فراخوان محصولات و مرجوع كردن اقلام خاص به هر علت نيز با اين سيستم ممكن خواهد بود. امكاني كه سازمان‌ها را قادر مي‌سازد در شرايط خاص، قلم كالايي را كه از سيستم خارج شده بازيابند.
وزارت نفت با استفاده از كدينگ سازماني و نرم‌افزاري كه بدين منظور طراحي و پياده‌سازي شده است، توانسته به يك زبان مشترك در برقراري تعاملات تجاري و تأمين و تدارك اقلام مورد نياز خود دست يابد. اتفاق مهمي كه اين وزارتخانه را در مديريت تأمين‌كنندگان توانمند ساخته است و اين وزارتخانه با استفاده از اطلاعات موجود مطابق با سياست گذاري كلان خود مي‌تواند از تأمين‌كنندگان و توليدكنندگان داخلي يا خارجي براي تهيه اقلام مورد نياز استفاده كند و ناچار به استفاده از تأمين‌كننده يا توليدكننده خاص نيست. شناسايي و كدگذاري اقلام در وزارت نفت امكان رديابي و رهگيري را براي اقلام ضروري و مورد نياز اين وزارتخانه فراهم مي‌كند. ابزاري كه خصوصا در حوزه اقلام حساس مي‌تواند سبب ارتقاي كنترل وضعيت اقلام و مديريت آنها شود.
با پياده‌سازي نظام کدینگ یکپارچه نفت، هزینه‌های لجستیکی وزارت نفت کاهش می‌یابد و با ایجاد یکپارچگی در سیستم‌های عملیاتی مجموعه صنعت نفت، امکان ارتباط بیشتر با تأمین‌کنندگان داخلی در حوزه ساخت کالاها و قطعات نفتی بیش از پیش فراهم می‌شود. همچنین کاهش تنوع اقلام موجودی به میزان 30 درصد، کاهش فضای نگهداری اقلام به میزان 40 درصد، کاهش هزینه‌های سفارش‌دهی و هزینه‌های خرید، کاهش زمان شناسایی تأمین‌کنندگان، اجرای سریع پروژه‌های ملی به دلیل کاهش زمان تأمین کالا و بهبود دسترسی به اطلاعات کالا و جلوگیری از رسوب آن در انبارهای متعدد از دیگر مزیت‌های استقرار این نظام است.
نفت‌كد اتفاقي مثبت در اقتصاد كشور نيز محسوب مي‌شود زيرا وزارت نفت يكي از اركان مهم كشور محسوب مي‌شود كه شكوفايي آن مي‌تواند براي بخش عظيمي صنايع و توليد داخلي درآمدزايي داشته باشد.